مطالعه الگو روایتگری در نمایشنامه مستند دههی اخیر ایران
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه هنر، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای تخصصی تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بینالملل کیش، کیش، ایران
3 استادگروه طراحی پارچه و لباس، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/theater.2023.176595چکیده
این پژوهش با مطالعه الگو روایتگری موجود در نمایشنامههایی که در قالب تئاتر مستند اجرا شدهاند بهمنظور پاسخ دادن به یک پرسش شکلگرفته است که عبارت است از «الگوهای روایت تا چه اندازه به پیشبرد نمایشنامه مستند سهم دارد؟» پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ضمن بررسی و ارائه تعریفی روشن و جامع از تئاتر مستند با هدف معرفی و گشودن فصل جدیدی در حوزهی تئاتر مستند شکل گرفته است. نتیجهی حاصل از این پژوهش در حوزهی کیفی به مسائلی همچون الگوهای روایتگری و راوی و انواع آن در روایت شناسی متون مستند تا چه اندازه به پیشبرد آن سهم دارد معطوف است که میتوان به فقدان جریان تئاتر مستند و گیشهگرایی اشاره داشت که جریان الگوی تئاتر مستند از سال ۱۳۹۰ به بعد جدیتر شده است و با کارهای مستند بیشتری نسبت به دهههای گذشته در صحنههای تئاتر کشور روبهرو هستیم اگرچه میزان این آثار همچنان به حدی نیست که این جریان را ضعیف بهحساب نیاریم. در اینباره میتوان گفت عدم پرداخت الگوی روایتگری تئاتر مستند در ایران بهصورت آکادمیک در دانشگاههای کشور است، ازاینرو دانشجویان و دانشگاهیان نیز در این حوزه ضعیف و کمکار هستند و درک و شناخت از الگو روایتگری تئاتر مستند بین کارگردانان و اهالی تئاتر بسیار کم است و این امر باعث میشود که آنها به سراغ کار در این حوزه نروند. تماشاچیان تئاتر غالبا داستانپسند هستند و به دلیل کمرنگ بودن الگوی روایتگری قصه در تئاتر مستند به تئاتر مرسوم، اینگونه تئاتری با مخاطب کمتری با خود به همراه دارد و میتوان گفت در ایران با فقدان جریان الگوی روایت مواجه هستیم و الگوهای روایت به پیشبرد نمایشنامهی مستند سهم بسزایی دارد.