بررسی و نقد نظریه دیوید هیوم درباره منشاء لذتِ تراژیک
نویسندگان
1 کارشناس ارشد فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22034/theater.2023.176604چکیده
آنچه درمورد تراژدی برای هیوم تاملبرانگیز است ذات متناقضنمای «لذت تراژیک» است. هیوم میپرسد چرا ما از دیدن تراژدی ـ نمایشی سرشار از رنج و محنت ـ لذت میبریم؟ از منظر هیوم این لذت منطقی نیست. هیوم تلاش میکند در مقالهی درباره تراژدی به واسطهی نظریهی «تبدیل» این تناقض را توضیح دهد. بر طبق این نظریه، تألم تراژیک، مغلوب انفعال ناظر بر زیبایی (حظ استتیک) شده، در نتیجه آنچه در وهلهی اول دهشتناک است به واسطهی بیان زیباییشناختی به منشأیی برای لذت تبدیل میشود. بنابراین دیدگاه هیوم به تراژدی و راهحلی که او برای توجیه ذات متناقضنمای تراژدی ارائه میدهد تحت تأثیر رویکرد سوبژکتیو و روانشناختی او به مفهوم ذوق و زیبایی است. هیوم معتقد است که هر امر دهشتناکی میتواند به واسطهی بیانی زیباییشناختی به منشایی برای لذت تبدیل شود. ما در این مقاله ضمن شرح نظریه هیوم نشان خواهیم داد که نمیتوان آنچه لذت تراژیک خوانده میشود را صرفا به نظریهی «تبدیل» و مقولهی «بیان زیبا» تقلیل داد. چرا که بنابر دیدگاه خود هیوم یک انفعال قویتر نمیتواند به دست یک انفعال ضعیفتر مغلوب شود، چه برسد به اینکه بخواهد دگردیسی پیدا کند. ایدهی هیوم تراژدی را صرفا به ارزشهای «ایدیوسینرکراتیک» (بیان هنری) آن تقلیل میدهد. فرضیهی ما این است که عناصر به مراتب عمیقتری در شکلدهی به لذت تراژیک دخیل هستند. ما با تاکید بر آرای فیلسوفان دیگری همچون ارسطو و نیچه نشان خواهیم داد که لذت تراژیک میتواند نتیجهی نوعی تعرف تراژیک (بازشناخت) و تزکیهی اخلاقی (کاتارسیس) باشد. به دیگر سخن فرضیهی ما این است که تبدل رنج به لذت در تراژدی نه مقولهای صرفا روانشناختی، بلکه در وهلهی اول امری معرفتی و هستیشناسانه است. همچنین مثالِ تراژدی نشان میدهد که زیبایی ـ آنچنان که هیوم و بعدها کانت میپنداشتند ـ قابل تقلیل به صرف قوهی حکم ذوقی نیست. چرا که در این صورت، بنا بر قاعده، ما نمیبایستی از تراژدی لذت ببریم.