بررسی توان پروبیوتیکی باکتریهای اسید لاکتیک جدا شده از دستگاه گوارش زنبور عسل و تأثیر آنها بر برخی فراسنجههای عملکردی کلنیها
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 دانشیار، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
3 پژوهشگر، مؤسسه تحقیقات علوم دامی ایران، سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی، کرج
doi
10.22059/ijas.2022.332030.653848چکیده
هدف از این مطالعه جداسازی باکتریهای اسید لاکتیک از دستگاه گوارش زنبور عسل و توان پروبیوتیکی جدایهها و تأثیر آنها بر برخی فراسنجههای عملکردی کلنیها بود. بدین منظور از زنبورستان با یکصد کلنی زنبور عسل، تعداد 10 کلنی بهصورت تصادفی انتخاب و جهت نمونهگیری استفاده شدند. تعداد 20 زنبور کارگر از هر کندو گرفته و پس از انتقال به آزمایشگاه تحت شرایط کامل آسایش و هوارسانی، با آرامش تحت محیط حاوی دی اکسید کربن، دستگاه گوارش آنها بهصورت کامل جداسازی شد و پس از کشت در محیط MRS کلنیهای میکروبی متفاوت انتخاب و کشتهای تناوبی مایع-جامد تا 8 مرحله برای رسیدن به کشتهای خالص تکرار شد. درنهایت نمونههای گرم مثبت و کاتالاز و همولایز منفی جدا شده و مورد آزمون تشخیص فیلوژنی قرار گرفتند. نتایج شناسایی باکتریهای جداسازیشده بر اساس توالیهای 16s rRNA نشان داد جدایه G1 (سویه MA4) با 99 درصد شباهت با پدایوکوکوس اسیدی لاکتیسای قرابت داشت، جدایه G2 به دلیل مشکلات فنی در ارسال نمونهها به خارج از کشور توالی یابی نشد و جدایه G3 (سویه MA5) نیز با 99 درصد شباهت به پدایوکوکوس اسیدی لاکتیسی سویه 8185 شباهت داشت و درنهایت سویه MA14 جدا شده از دستگاه گوارش زنبورعسل در فصل تابستان در شرایط بیهوازی با 97 درصد نزدیکی به پدایوکوکوس پنتوسوس سویهHM75-1 شباهت داشت که G4 نامگذاری شد. این باکتریها در بانک اطلاعات ژنی (NCBI) به ترتیب با شمارههای MW376601، MW376904، MW376896 و MW405566 ثبت گردیدند. در مطالعات بالینی و مزرعهای نیز اثر مثبت تیمار با جدایهها به دو روش اسپری بر روی قابها و کشت در شربت بر تخمریزی و تولید و رفتار بهداشتی زنبور عسل مشاهده گردید و مقایسه تیمارها با آزمون چند دامنه دانکن (p≤%5) نشان داد همه تیمارهای آزمایشی در فاکتورهای کمی جمعیت و تخمریزی و صفات کیفی مانند رفتار نظافتگری تفاوت معنیداری نسبت به تیمار شاهد داشتند، تیمار شاهد نسبت به تیمارهای آزمایشی، تفاوت معنیداری در ذخایر عسل کاهش داشت (p≤%5) که می تواند به دلیل تخمریزی کمتر و مصرف شهد کمتر باشد.