روایت‌های تجربه زنانه از زندگی اجتماعی در ادبیات مطالعه موردی: فروغ فرخ‌زاد

نویسندگان

1 دانشگاه کردستان

2 دانشگاه کردستان

doi
چکیده

    این پژوهش به­دنبال واکاوی این مسئله است که زنان زندگی اجتماعی خود را چگونه در ادبیات روایت کرده­اند. روایت هر فرد از زندگی خود اساساً حاوی مؤلفه­های اصلی شکل­دهندۀ هویت شخصی و تجربۀ زیستۀ او است و هویت شخصی و تجربۀ زیستۀ فرد بسته به متغیر جنسیت تفاوت می­پذیرد، طوری­که می­توان از مقولۀ تجربۀ مردانه/ زنانه سخن گفت. در این پژوهش واکاوی تجربۀ زنانه در ادبیات با تکیه بر آرای گیدنز در باب روایت هویت شخصی صورت گرفته است. روش کیفی مورد استفاده تحلیل روایت است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که به­رغم یأس مفرط حاکم بر اشعار او، وی تحقق تجربه­ای انسانی­تر از زندگی برای زنان و رهایی آنها از الزامات و قواعد سرکوبگر جامعۀ مردسالار را امکان­پذیر می­داند و مایه­هایی قوی از امید به واگشایی امکان­ها و روزنه­ها در آینده در لایه­های مضمر اشعار او نهفته است. آن­گونه که از اشعار او  برمی­آید، فضای شهری نقشی مؤثر در فرودست­کردن جایگاه زنان داشته و محل بازتولید سلطه­ی حاکم بر آنان است. از دید وی شهر فضایی است که با تولید و تکثیر نگاهی جنسی به زنان، آنان را به سوی پذیرش نقش­های انفعالی سوق داده و مانع از رشد توانایی­ها و بروز استعدادهای آنان گشته است. بدین­ترتیب، حالتی از عدم­اعتمادبه­نفس در زنان پدیدار گشته که سبب شده آنان در پیمودن راه­های پیشرفت متکی به مردان گردند.