بررسی ارتباط افسردگی مادر و اختلالات حرکات درشت و حرکات ظریف در کودکان یکساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان در سال 1393

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد اپیدمیولوژی، مربی گروه پزشکی اجتماعی، دانشگاه علوم پزشکی استان همدان، همدان، ایران

2 کارشناس بهداشت عمومی، مرکز بهداشت شهرستان همدان، همدان، ایران

3 پزشک عمومی، مرکز بهداشت شهرستان همدان، همدان، ایران

doi
10.22038/jpsr.2015.5400
چکیده

هدف: رشد مطلوب و سالم کودکان درتمام ابعاد مرهون ارتباط مؤثر و مطلوب والدین با فرزندان در خانواده بوده و کیفیت رابطه والد–کودک در رشد و تکامل کودک بسیار مهم است. افسردگی مادر می‌تواند در فرزند پروری موثر اختلال ایجاد کند و به رشد کودکان صدمه بزند. هرچه افسردگی شدیدتر و تعداد عوامل استرس‌زا در زندگی مادر بیشتر باشد، رابطه والد‌– فرزند بیشتر صدمه می‌خورد. این مطالعه با هدف تعیین همبستگی بین افسردگی مادر با بروز اختلال در حیطه حرکات ریز و درشت به عنوان بخشی از تکامل کودک در یک‌سالگی انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تعداد 300 مادر دارای فرزند یکساله تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دو مرحله‌ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها عبارت بودند از پرسشنامه 21 ماده‌ای Beck، برای بررسی افسردگی مادر و تست غربالگری تکاملی سنین و مراحل به منظور غربالگری اختلالات تکاملی کودکان یک ساله. به منظور تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته، از آزمون مجذور کای استفاده شد و یافته‌ها با استفاده از نرم افزار 16 spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: میانگین سنی مادران شرکت‌کننده در این مطالعه 5/6 ±29/68 بود و 33/7% از آنها تحصیلات پایین (کمتر از دوازده سال)، 32 درصد دیپلم و 34/7 درصد از این افراد تحصیلات دانشگاهی داشتند. شیوع افسردگی شدید و خیلی شدید در میان مادران 20/8 درصد بود. متغیرهای افسردگی مادر، سن مادر و شاغل بودن مادر همبستگی معناداری با اختلالات حرکتی درشت یا ظریف در کودکان یکساله نداشتند (0/05<p) ولی اختلال در حیطه حرکات درشت با شاخص محل زندگی به طور معناداری همبسته بود (0/003=p). نتیجه‌گیری: هیچ ارتباط معناداری بین افسردگی مادر و اختلالات تکاملی در حیطه حرکات درشت و ظریف کودک به دست نیامد و از میان عوامل دموگرافیک مورد بررسی تنها عامل اثرگذار بر اختلالات حرکتی، وضعیت اقتصادی خانوار بود. به این معنی که در مناطقی که به لحاظ اجتماعی- اقتصادی پایین تر بودند شیوع اختلال در حیطه حرکات درشت بیشتر بود.