سنجش کارآمدی حق حبس در نظریه عرضی بودن ضمانت اجراها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران، پژوهشگر پژوهشگاه قوه قضائیه.

2 دکترای تخصصی حقوق خصوصی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران.

doi
10.30473/clk.2024.70016.3224
چکیده

نظریه عرضی بودن ضمانت اجراها به­عنوان نظریه­ای شناخته­شده در مبانی فقهی و حقوقی بیان می­دارد حق فسخ قرارداد، هم­عرض، با الزام متعهد به انجام تعهدات بوده و مبنای پیدایش آن می­تواند هرگونه نقض و یا تخلف نسبت به تعهدات قراردادی باشد. به­تعبیری تخلف از انجام تعهد به معنای عدم انجام تعهد را موجد حق فسخ قرارداد برای متعهدله تلقی کردند و این تخلف از انجام تعهد را در معنای عام دانستند که امتناع از انجام تعهد به معنای عام (یعنی امتناع به هر شکلی) نیز می­تواند از شقوق آن به شمار آید. بنابر نظرات و استدلال­های متعدد برخی از فقها، امتناع از انجام تعهد، ولو آنکه در مقام حق حبس باشد، نیز می­تواند موجب فسخ قرارداد شود، چه اینکه انجام تعهد و وفای به عهد در مقابل امتناع و تخلف از انجام تعهد دانسته شده است. به عبارت دیگر، حق حبس مستند به ماده 377 قانون مدنی، امتناع از انجام تعهد محسوب شده که دلیلی برای ایجاد خیار فسخ برای متعهدله است. این پژوهش به روش کتابخانه­ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی با تبیین نظریه عرضی بودن ضمانت اجراها در نظام­های حقوقی مختلف، اسناد بین­المللی و دکترین حقوقی، تحلیل و نقد کارایی حق حبسِ مستنبط از ماده 377 قانون مدنی، خصوصاً در نظریه عرضی بودن ضمانت اجراها را مورد بررسی و مطالعه قرار می­دهد.