تحولات قوانین فرزند خواندگی، پلگذاری و سهمالارث در حقوق مدنی زرتشتی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد ادیان و عرفان، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
2 دانشیار گروه ادیان و فلسفه، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.30473/clk.2023.68040.3175چکیده
درد جاودانگی ریشه در فطرت بشر دارد. از دیرباز آدمیان هیچگاه دوست نداشتند در پرانتز بین تولد تا مرگ محصور باشند. بیگمان فرزندآوری یکی از راههای درمان این درد و ارضای احساس عدم مرگ و محدود بودن بوده است. ایرانیان باستان نیز بر این نیاز جامه متافیزیکی پوشانیدهاند. به باور آنان، کسی که فرزند ندارد، حیاتش به قبل از پل چینوت محدود میشود و بی فرزند نمیتواند از پل درگذرد و خلود یابد. از اینرو قوانین ارث بازماندگان در راستای پذیرش فرزندی و فرزندخواندگی اهمیت بسیار یافته است. این مقاله به بررسی قوانین فرزندآوری، فرزندخواندگی، پلگذاری و سهمالارث بازماندگان در سنت زرتشتی میپردازد و متون کهن مزداپرستان را میکاود و همچنین آنها را با احوال شخصیه زرتشتیان در حقوق مدنی ایران معاصر مقایسه میکند. این مقایسه تغییرات بسیاری را نشان داده و عوامل تغییرات را بررسی میکند.