هم‌زیستی هنر عامه و هنر والا در بستر نسل سوم سرمایه‌داری

نویسندگان

1 دانشگاه بین المللی امام رضا

2 دانشگاه امام رضا

doi
چکیده

نظام­های سلسله مراتبی همان­گونه که دانش تخصصی را از دانش متعارف و معمول جدا می­سازند، فرهنگ عالی را نیز از فرهنگ پست تفکیک می­کنند. تلاش­هایی را که در جهت دفاع از هر یک از این دو موضع صورت گرفته است، می­توان هم از دیدگاه تحولات هنر عامه مورد بررسی قرار داد و هم از زاویه­ی تحولات فرهنگ در بستر سرمایه­داری به آن نگریست. جریان­های اولیه­ی سرمایه­داریِ آزاد، نگاهی روشن به ارتباط فرهنگ و هنر در جامعه­ی بازار داشتند. نظریات انتقادی که در ادامه آمدند، جداسازی هنر عامه از هنر والا را بخشی از فرایند تفکیک­سازی طبقاتی در نسل دوم سرمایه­داری، یعنی سرمایه­داری سازمان­یافته قلم­داد نمودند، که مبتنی بر تجزیه­ی زمان و مکان به حداقل سلول­های امکان­پذیر بود. اما با ظهور شاخص­های سرمایه­داری بی­سازمان، تداخل مرزهای فرهنگ و بازار فزونی گرفت تا آن­جا که پسامدرنیست­ها و پساصنعت­گرایان مدعی یگانه­انگاری فرهنگ عامه و والا در سرمایه­داری متأخر شدند و فرهنگ پسامدرن را اساسن پدیده­ای متعلق به طبقه­ی متوسط برشمردند.