بررسی و ارزیابی کاربست ابطال گرایی پوپر در مطالعات برنامه ریزی منطقه ای
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه وادیان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه وادیان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکترای رشته فلسفه علم، گروه فلسفه و ادیان، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2024.260909.2851چکیده
کارل پوپر بی شک یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان علم قرن بیستم است. تاآنجا که می توان گفت فلسفۀعلم درقرنبیستمباآرایویگره خورده است.ارائۀ یک نظریۀ منسجم و قابل دفاع دربارۀ روش شناسی علم -به عنوان یکی از مهم ترین دستاوردهای فرهنگی بشر از مهمترین برنامه های پژوهشی پوپر بود. این مقاله، به توضیح تلاش های پوپر برای نقد پوزیتیویست منطقی میپردازد. بعد از اشاره به دیدگاه پوزیتیویست های منطقی، به دو ایراد مهمی اشاره میشود که پوپر بر این دیدگاه وارد می سازد: مسئله استقرا و نظریه باری مشاهده؛ و بدین ترتیب، پوپر بنیانهای نظری پوزیتیوسیت منطقی را به چالش می کشد. نگارنده، بعد از آن، به ابطال گرایی به عنوان راهحل مناسب پوپر برای کنار گذاشتن پوزیتیوست منطقی اشاره میکند و با ارائه توضیحات مناسب روشن می سازد که پوپر چگونه در نظریه علمشناسی جدید خود ابطال گرایی ایرادات وارد بر پوزیتیوست منطقی را مرتفع می سازد. با اینکه این نظریه بصیرت هایی را با خود به همراه دارد، ولی ضمن اشاره به نقد های وارد بر آن، نشان داده می شود که ابطال گرایی هم با ضعف هایی جدی مواجه است و نتواسته به صورت معقولی ایرادات مربوط به نظریهباری مشاهده و استقرا را مرتفع سازد.