پدیدارشناسی تجربیات زیسته استادان دانشگاه فرهنگیان از مکالمه تعاملی با هوش مصنوعی رپلیکا
نویسندگان
1 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2026.11943.3210چکیده
پیشینه و اهداف: با گسترش هوش مصنوعی در آموزش، ابزارهای تعاملی مانند «رپلیکا» بهعنوان یک راهکار نوین برای بهبود مهارتهای زبانی موردتوجه قرار گرفتهاند. این ابزارها با فراهمساختن فرصتهایی برای مکالمه تعاملی و شخصیسازی تجربه یادگیری، میتوانند به تقویت مهارتهای گفتاری و شنیداری و افزایش اعتمادبهنفس یادگیرندگان کمک کنند. علاوه بر این، نقش هوش مصنوعی در ایجاد فضایی امن، منعطف و بدون قضاوت برای تمرین زبان، بهویژه برای فراگیرانی که در تعاملات زبانی سنتی با اضطراب یا محدودیت مواجهند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. پژوهش حاضر به بررسی تجربیات زیسته استادان دانشگاه فرهنگیان از مکالمه تعاملی با هوش مصنوعی رپلیکا پرداخته است. روشها: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف آن، درک عمیق از تجربیات زیسته استادان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان از مکالمه تعاملی به زبان انگلیسی با هوش مصنوعی رپلیکا بود. مشارکتکنندگان شامل ۱۴ نفر از اعضای هیئتعلمی بودند که به مدت پنج ماه، روزانه بهطور میانگین نیم ساعت از رپلیکا برای تمرین مکالمه انگلیسی استفاده کرده بودند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، هرکدام به مدت ۳۰ تا ۴۰ دقیقه، گردآوری شد. تحلیل دادهها براساس مراحل هفتگانه روش کلایزی انجام گرفت. برای ارتقای اعتبار و قابلیت اعتماد، از بازبینی مشارکتکنندگان، مستندسازی کامل مراحل پژوهش، و ارزیابی دو متخصص در حوزههای روششناسی کیفی و آموزش زبان استفاده شد. همچنین، با انتخاب مشارکتکنندگانی از رشتهها و سوابق تدریس متنوع، قابلیت انتقالپذیری یافتهها تقویت شد.یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که تجربیات زیسته اساتید دانشگاه فرهنگیان از مکالمه تعاملی با هوش مصنوعی رپلیکا در پنج مقوله اصلی طبقهبندی میشود. شبیهسازی و بهینهسازی یادگیری (یادگیری شخصیسازیشده، پردازش مفاهیم پیچیده، توسعه مهارتهای زبانی، بازخورد تبیینپذیر)، غنیسازی روانشناختی (خودتنظیمی، حمایت شناختی، حمایت هیجانی - اجتماعی)، اعتماد (خود افشایی، انسانانگاری)، دسترسی و تسهیل یادگیری (دسترسی گسترده، پشتیبان آموزشی، عدالت آموزشی، تسهیل تعاملات و بحثهای آموزشی و محیط یادگیری چندرسانهای و تعاملی) و ملاحظات و چالشها (حریم خصوصی و امنیت، وابستگی بیش از حد، چالشهای پردازش زبانی، محدودیتهای اطلاعاتی، بیتوجهی به تفاوتهای فردی و فرهنگی، مشکلات فنی) شناسایی شدند.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که مکالمه تعاملی با هوش مصنوعی رپلیکا میتواند بهعنوان ابزاری نوین در فرایند یادگیری و توسعه مهارتهای زبانی مورداستفاده قرار گیرد. این فناوری با فراهمکردن یادگیری شخصیسازیشده و حمایت شناختی و عاطفی، میتواند به بهبود خودتنظیمی یادگیرندگان کمک کند. بااینحال، چالشهایی مانند مسائل مربوط به حریم خصوصی، وابستگی بیش از حد و محدودیتهای پردازش زبانی، استفاده گسترده از آن را با موانعی مواجه میسازد. بهمنظور بهرهگیری بهینه از این فناوری، پیشنهاد میشود راهبردهایی همچون استفاده از سناریوهای متنوع و تنظیم اهداف یادگیری مشخص، تمرکز بر بازخورد و اصلاح خطاها، بهرهگیری از فعالیتهای چالشی مانند معماها و چالشهای شناختی، تهیه برنامه زمانی منظم برای مکالمه مستمر، و بررسی استراتژیهای یادگیری قبل از استفاده میتواند مفید باشد. رعایت این اصول از سوی یادگیرنده میتواند به افزایش اثربخشی این فناوری در یادگیری زبان و توسعه مهارتهای شناختی کمک کند. همچنین، انجام پژوهشهای بیشتری برای بررسی تأثیرات بلندمدت این فناوری بر فرایند یادگیری و تعاملات آموزشی ضروری به نظر میرسد.