تفسیر واژه «خلیفه» در تفاسیر قرآنی قرن دوم تا ششم هجری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تصوف و عرفان اسلامی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
3 استاد گروه ادیان و عرفان، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران
doi
چکیده
واژه «خلیفة» تنها دو بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ اما در قالب و شکل اصطلاحی «خلیفة الله» جایگاه مهمی در اعتقاد و باور اسلامی دارد و به صورت اضافهی لفظی معنا و اشاره به جانشینی انسان به جای خداوند میکند. این تحقیق به دنبال بررسی سیر تطور معنایی این واژه در تفاسیر، مشربها و مذهبهای گوناگون از قرن دوم تا ششم هجری است. «خلیفة» در معنای لغوی به معنای جانشینی فرد حاضر به جای شخص غائب است. اکثر مفسران در تفسیر آیه 30 سوره «بقره» اشاره میکنند که «جنّ» قبل از آدم(ع) در زمین ساکن بودند و منظور از خلیفة، خلیفة الجنّ یا خلیفة الملائکة است؛ اما از اواخر قرن سوم نظر دیگری نیز مطرح میشود که بیان میکند قبل از آدم(ع) هیچ خلقی در زمین نبود و مقصود از خلیفة، «خلیفة من الله» است که شامل آدم(ع) و ذریهاش میشود؛ همچنین در همین زمان برای واژه «خلیفة» معنای جدید و سیاسی «سلطان أعظم» مطرح میشود؛ در تفسیر آیه 26 سوره «ص» نیز گفته میشود داود(ع) خلیفه انبیاء و پادشاهان قبل از خود بوده و او خلیفة الله و سلطان أعظم است. علاوه بر سکوت برخی تفاسیر در نسبت دادن مفهوم «خلیفة الله» به واژه خلیفة، برخی مفسرین حتی مخالف این معنا بودهاند؛ همچنین مصادیق مختلفی برای «خلیفة» و «خلیفة الله» ذکر کردهاند.