کارایی افزودنی‏های جاذب سموم بر دیازینون باقی‏مانده در تفاله انگور و تأثیر آن بر مصرف خوراک، و فراسنجه‏های شکمبه و خون در بزهای شیرده

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه

2 استاد، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه

3 استادیار، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه

doi
10.22059/ijas.2019.260912.653647
چکیده

هدف این پژوهش بررسی اثر جاذب‏های مختلف سموم بر میزان دیازینون باقی‏‏مانده در تفاله انگور سفید و تأثیرگذاری این افزودنی‏ها بر فراسنجه‏های شکمبه‏ای و برخی پارامترهای خونی در بزهای شیرده تغذیه‌شده با جیره حاوی مقادیر زیاد تفاله انگور (71/‏27 درصد) بود. در این مطالعه از 20 رأس بز شیرده مهابادی با میانگین وزن زنده 5‏±‏50 کیلوگرم در قالب یک طرح کامل تصادفی با 4 تیمار و 5 تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره‌های حاوی 1) تفاله انگور سفید بدون جاذب سموم یا گروه شاهد، 2)‏ تفاله انگور فرآوری­شده با جاذب سموم مایکوفیکس پلاس (Mycofix-plus)، 3) تفاله انگور فرآوری­شده با جاذب سموم بیوتوکس (Bio-Tox) و 4) تفاله انگور فرآوری­شده با جاذب سموم بیواسید (Bio-Acid) بود. افزودن ترکیبات جاذب سموم به جیره‏های دارای سطوح بالای تفاله انگور سبب کاهش مقادیر سم دیازینون در جیره گردید (05/0P<)، به‌طوری‌که بیشترین سم دیازینون در تیمار شاهد (mg/kg 08/4) و کمترین مقدار سم در تیمار فرآوری شده با مکمل Bio-Tox برابر با (mg/kg 67/0) مشاهده شد. میزان ماده خشک مصرفی، نیتروژن آمونیاکی، غلظت کل اسیدهای چرب فرّار و پروپیونات شکمبه، غلظت گلوکز و اوره خون درنتیجه افزودن جاذب‏های مختلف سموم افزایش یافت (05/0P<). جاذب‏ها تأثیر معنی‏داری بر جمعیت تک‌یاخته‌ای شکمبه‏ نداشت (05/0P>). افزودن جاذب‏های مختلف سبب کاهش اسیدهای چرب غیر استریفیه شد (05/0P<). غلظت بتا هیدروکسی بوتیرات (BHBA)، پروتئین تام و آلبومین خون درنتیجه مصرف جاذب‏ها تفاوت معنی‏داری را در بین گروه‏های موردمطالعه نشان نداد (05/0P>). به‌طورکلی، ترکیبات جاذب و غیرفعال­کننده سموم در جیره‏های دارای سطوح بالای تفاله انگور مقادیر سم دیازینون را کاهش داد و سبب بهبود مصرف خوراک، فراسنجه‏های شکمبه‏ و متابولیت‌های خون در بزهای شیرده مهابادی شد.