طراحی و اعتبار یابی الگوی مشارکت برخط در آموزش عالی
نویسندگان
1 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 گروه سنجش و اندازهگیری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
5 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2025.11901.3206چکیده
پیشینه و اهداف: مشارکت بهعنوان بخش ذاتی یادگیری مطرح شده است. علاوه بر این، مشارکت بر رضایت یادگیرنده و میزان ماندگاری، تأثیر مثبت میگذارد. مشارکت برخط، بستری را برای یادگیرندگان فراهم میکند تا با همسالان و مربیان خود، فرصتهایی برای همکاری ایجاد کند و دسترسی به منابع و بستری برای به اشتراک گذاشتن دستاوردهای تحصیلی، مشارکت تحصیلی و اشتیاق دانشجویان را افزایش دهد. ازاینرو، مشارکت دانشجویان در یادگیری برخط باید بیشتر موردمطالعه قرار گیرد تا اثرات آن بر میزان یادگیری مشخص شود. درنتیجه بررسی الگوها و مدلهای طراحی آموزشی با رویکرد سیستمی، مشخص شد که اغلب الگوهای طراحی آموزشی، روشهای انعطافناپذیری را به دلیل پیشفرض یکسان بودن رویکردهای یادگیری در یادگیرندگان تجویز میکنند. ما نیازمند طراحی و اعتباریابی الگوهای منعطفی هستیم که با توجه به شرایط خاص در حیطههای خاص و با تمرکز بر بهبود عملکرد، مورد بهرهوری خاص قرار بگیرند. شکافی که در تحقیقات گذشته وجود دارد آن است که به طراحی و اعتباریابی الگوی مشارکت برخط پرداخته نشده است. مؤلفههای این الگو از چه عناصری تشکیل شده است؟ بنابراین پژوهش حاضر با روش کیفی به دنبال این است تا ابتدا الگوی مشارکت برخط را طراحی و اعتباریابی کند. با این روش در این پژوهش محقق طراحی الگوی مشارکتی برخط را موردبررسی قرار میدهد؛ ازاینرو این تحقیق میتواند هم زمینة تجربی و هم زمینة نظری در زمینه الگوی مشارکت برخط را فراهم سازد. هدف تحقیق حاضر طراحی و اعتبار یابی الگوی مشارکت برخط بود.روشها: بهمنظور شناسایی عناصر و مؤلفههای الگوی مشارکت برخط برای دانشجویان از روش تحقیق کیفی در دو گام استفاده شد؛ که عبارتند از: ۱- سنتز پژوهی ۲- مصاحبه با متخصصان.با استفاده از کلمات کلیدی «یادگیری مشارکتی»، «مشارکت برخط»، «الگوی مشارکت برخط» در پایگاههای اسکوپوس، ساینس دایرکت، پروکوئست، اریک، اشپرینگر و گوگل اسکالر در بازه زمانی 20۱۸ تا 20۲۴ انجام شد. پسازآن با اعمال معیارهای نهایی ۱۶ مقاله بهعنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش مصاحبه کیفی جامعه آماری شامل استادان و دانشجویان رشته تکنولوژی آموزشی در دانشگاه دولتی بود. معیار ورود به مطالعه، دارابودن مدرک دکتری تکنولوژی آموزشی و داشتن حداقل 2 سال سابقه تدریس در محیط یادگیری برخط بود. روش نمونهگیری هدفمند بود که با ۲۰ نفر از استادان و دانشجویان رشته تکنولوژی آموزشی در دانشگاه دولتی مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی استفاده شد.یافتهها: نتیجه تحقیق نشان داد با بررسی تحقیقات گذشته و دیدگاه متخصصان ۱۳ مؤلفه شامل اهداف، نظریههای یادگیری، راهبردهای آموزشی و یادگیری، اجتماع کاوشگرانه، جنبههای عصبشناختی، انواع حضور، تعامل، توالی محتوا، نوع محتوا، زیرساخت، ارزشیابی، چالشها و فرصتها برای الگوی مشارکت برخط استخراج شد. همچنین نتیجه تحقیق نشان داد که متخصصان، میزان اعتبار الگوی مشارکت برخط را مناسب ارزیابی کردهاند و الگوی مشارکت برخط برای دانشجویان از اعتبار درونی برخوردار است.نتیجهگیری: بهطور خلاصه، این بررسی سنتزپژوهی در خصوص شناسایی مؤلفههای مشارکت برخط در آموزش عالی و ارائه الگویی مفهومی و عملیاتی، روایت دوگانهای را در این خصوص نشان میدهد. از یک سو، ظرفیتهای دگرگونکننده ( از یادگیری شخصیسازیشده گرفته تا روشهای آموزشی نوآورانه) نوید قابلتوجهی برای بهبود مشارکت در بین استادان و دانشجویان دورههای آموزشی برخط ارائه میدهند. درنتیجه انجام این پژوهش، میتوان گفت که خوب است از الگوی آموزشی ارائهشده این در سنتزپژوهی، بهعنوان چارچوبی مؤثر برای افزایش انگیزه و پیشرفت دانشجویان و استادان دورههای آموزشی برخط، جهت مشارکت و تعامل بیشتر، استفاده شود. علاوه بر این، جهت معرفی فناوریها، ابزارها و راهبردهای افزایش مشارکت به استادان و دانشجویان، باید برنامههایی آموزشی ارائه شود که در افزایش موفقیت آنها در این زمینه، مفید خواهد بود.