تحلیل کیفی سیاست‌ها و اقدامات تربیتی وزارت آموزش و پرورش (۱۳۷۰–۱۳۹۹)

نویسندگان

1 ستاد تعلیم و تربیت دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

2 گروه آموزش فلسفه و منطق دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران.

3 ستاد فرهنگی اجتماعی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

doi
10.22034/scs.2025.536789.1717
چکیده

این پژوهش با هدف واکاوی سیاست‌ها و اقدامات تربیتی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۹ انجام شده است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ذینفعان (معلمان، مدیران و سیاستگذاران) بوده و داده‌ها با بهره‌گیری از تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. رویکرد مطالعه طولی در این بازه سه دهه‌ای امکان شناسایی روندها، تداوم‌ها و شکاف میان سیاست‌های مصوب و واقعیت اجرا را فراهم ساخت.یافته‌های پژوهش در سه مضمون اصلی طبقه‌بندی شدند: الف. بحران مشروعیت و کارآمدی تربیت رسمی که ناشی از بی‌اهمیتی ساختاری به تربیت، کاهش سرمایه انسانی، ضعف تخصص‌گرایی مربیان و کمبود منابع مالی است؛ ب. ضعف حکمرانی تربیتی شامل فقدان راهبری مقتدر، ناتوانی در بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای مکمل و نبود حمایت سیاسی عملی؛ و ج. ساختار ناکارآمد و فقدان چشم‌انداز مشخص که با غلبه رویکردهای سنتی، ناکارآمدی مدیریتی و چالش‌های بیرونی همچون فضای مجازی و شکاف نسلی همراه است. در عین حال، نمونه‌هایی نظیر شوراهای دانش‌آموزی و برخی برنامه‌های پرورشی به‌عنوان موفقیت‌های جزئی شناسایی شدند که نشان‌دهنده ظرفیت‌های بالقوه نظام تربیتی است.نتایج نشان می‌دهد که برای احیای نقش تربیت رسمی، باید بازاندیشی بنیادین در سیاست‌گذاری انجام شود و اقداماتی نظیر تقویت تخصص مربیان با بهره‌گیری از فناوری‌های آموزشی، تمرکززدایی و واگذاری اختیارات به مدارس، تأمین منابع پایدار، و مشارکت فعال نهادهای فرهنگی و اجتماعی دنبال گردد. این پژوهش با بهره‌گیری از تحلیل مضمون و مطالعه طولی، تصویری متوازن از نقاط ضعف و قوت ارائه کرده و راهکارهایی نوین برای ارتقای سیاست‌های تربیتی پیشنهاد می‌دهد.