سنجش نقدهای جامعه گرایان بر نظریه عدالت جان رالز
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری فلسفه اخلاق دانشگاه قم، قم، ایران.
2 استادیار گروه فلسفه و منطق دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22091/jes.2025.10930.1012چکیده
جان رالز نسخهای کارآمد از عدالت را در ساختارهای اجتماعی و سیاسی معرفی نمود که اصول عدالت را از توافق طرفهای قرارداد در وضعیت نخستین به دست میآورد. جامعهگرایان، گروهی از منتقدان رالز هستند که برداشت آنها از انسان، موجودی تکوینیافته در فرآیندی اجتماعی، نه یک فرد جدا از جامعه است و معتقدند که انسانِ رالزی از پیوندهای اجتماعی و روابط اخلاقی میان انسان و جامعه رها است و بویی از واقعیت انسان نبرده است. مایکل سندل، رهاکردن مفهوم جامعه در تعریف انسان را ضعف رالز میداند. السدر مکاینتایر، بیان میدارد که فرع بودن جامعه مشکل رالز است و فرد، نقش اصلی و جامعه نقشی فرعی دارد. چارلز تیلور، معتقد است چیزی به نام مجموعه منسجمی از اصول عدالت وجود ندارد و رالز یک نمونه پاردایمی ارائه داده، اما به سؤال اشتباه پاسخ میدهد. جامعهگرایان توجه نداشتند در ساختار نظریه عدالت رالز، تلقی او از مفهوم انسان تاثیری بر درستی یا نادرستی نظریه و پیامدهای آن ندارد. برای رالز اهمیت اصلی شکلگیری ساختاری است که آزادی را تضمین کند و ساختاری عادلانه را در جامعه ممکن سازد. قابلیت اجرایی شدن اصول عدالت رالز در جوامع مختلف و پیامد آن در افزایش عدالت دلیلی بر درستی نظریه عدالت رالز است.