تأثیر اسناد کردن و تراکم نشانگری در بهبود درستی ارزیابیهای ژنگانی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج
2 دانشیار پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران کرج
3 استادیار، پردیس ابوریحان دانشگاه تهران
4 دانشیار، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج
doi
10.22059/ijas.2018.227090.653506چکیده
با دسترسی به اطلاعات نشانگرهای تک نوکلئوتیدی (SNP)، پیشبینی شایستگی ژنتیکی افراد بدون اطلاعات پدیدگانی (فنوتیپی) با استفاده از ارزیابی ژنگانی (ژنومی) امکانپذیر شده است. لیکن، استفاده از تراشه (چیپ)های متراکم برای ارزیابی همۀ افراد جمعیت مقرونبهصرفه نیست. برای دستیابی به بیشترین بازدهی در بررسیهای ژنگانی میتوان گروهی از حیوانها را با تراشههای با تراکم بالا و دیگر افراد را با تراشههای کمتراکم تعیین نژادگان (ژنوتیپ) کرد، سپس آنها را به تراکم بالا اسناد (ایمپیوت) کرد. در این بررسی، تأثیر سه تراشۀ کمتراکم (1k، 2k و 4k)، اسنادشده به تراکم بالای 10k و رابطۀ خویشاوندی بین جمعیت مرجع و جمعیتهای تأیید بر درستی ارزیابی ژنگانی و نیز همبستگی ارزشهای اصلاحی برآوردشده در تراشههای مختلف با استفاده از دادۀ همانندسازیشده، بررسی شد. برای ساختن تراشههای کمتراکم، 10، 20 و 40 درصد از نشانگرهای 10k بهصورت تصادفی انتخاب شدند. اسناد کردن (ایمپیوتیشن) با استفاده از نرمافزار FImpute صورت گرفت. بهطورکلی با افزایش تراکم نشانگری، همبستگی بین ارزشهای اصلاحی برآوردشده بهدستآمده از تراشههای مختلف افزایش پیدا کرد. بهگونهای که، درستی ارزیابی ژنگانی تراشۀ کمتراکم 4k و تراشۀ متراکم 10k همسان بودند. همچنین پس از اسناد کردن نژادگانهای تراشۀ 4k به 10k، تفاوتی بین درستی ارزیابیهای ژنگانی ایجاد نشد. با افزایش فاصلۀ جمعیت مرجع و جمعیتهای تأیید، درستی اسناد کردن کاهش یافت.