تأملی بر دیدگاه یورگن هابرماس در باب نسبت اخلاق و حقوق
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22091/jes.2024.10517.1003چکیده
چکیدهپرسش از نسبت و رابطه اخلاق و حقوق، تاریخی نسبتاً طولانی دارد و به مناسبات ارزشها و ایدهآلهای انسان و یکی از نیازهای عینی بشر، یعنی نظم، امنیت و صلح باز میگردد. دغدغه زندگی اخلاقی، همزاد آدمی بوده و شئون حقوقی که قوام آن به برخورداری از حمایت الزامی و اجباری است، همواره در بخشی از زندگی اجتماعی انسان وجود داشته است، اما به نظر میرسد «حقوق» در مفهوم امروزین آن، عمدتاً معلول پیدایش نخستین دولتشهرها و سپس دولت فراگیر ملّی بوده که نخستین کارویژهٔ آن استقرار نظم و صلح داخلی بوده است. تحقّق این امر بیش از هر چیز به واقعیتهای جامعه و شهروندان، یعنی باورها، گفتار و کردار آنان وابسته است. هنجارهای اخلاقی اگر چه بیارتباط با امکانات و شخصیت فاعل نیستند، لکن به این اندازه وامدار و تابع واقعیتهای فردی و اجتماعی نیز نیست. از اینرو، چگونگی سازش بین دوگانهٔ اخلاق و حقوق قرنهاست که معضل جدّی اندیشمندان اجتماعی شده است. یورگن هابرماس - فیلسوف و اندیشهپرداز اجتماعی معاصر - در نظریه اجتماعی کلان خود، در مقام تبیین چگونگی آشتی اخلاق و حقوق نیز برآمده است. هدف این نوشتار، بررسی و تأمل مختصر و به شیوه تحلیلی ۔ انتقادی در آراء او در این باب است. ارزش نخستین در اندیشه هابرماس، نظم و منافع عمومی است و بر این باور است که این هدف با اجماع ناشی از گفتمان مبتنی بر ارادۀ آزاد انسانهای برابر محقق میشود. انسان آزاد و برابر در اندیشهٔ او، از انسان اخلاقی نمایندگی میکند و گویا هابرماس - در فرض تزاحم بین این حقوق و اخلاق - حقوق (نظم و منافع عمومی برآمده از گونهای توافق در عدد و شرایط) را بر هنجارهای اخلاقی ترجیح میدهد.