قصد و انگیزه فرزندآوری زنان با گرایشهای سیاسی مختلف با تأکید بر سیاستهای کلی جمعیت
نویسندگان
1 استادیار جمعیتشناسی، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
2 استادیار جمعیتشناسی، گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/scs.2024.472639.1598چکیده
اهداف: باروری پایین یکی از مسائل مهم جمعیتی در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا است. در سالهای اخیر، علل و پیامدهای باروری پایین مورد توجه محققان بسیاری قرار گرفته است، اما بررسی تمایلات باروری در گروههای مختلف سیاسی کمتر مورد توجه بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی قصد و انگیزه فرزندآوری زنان با گرایشهای مختلف سیاسی است. روش تحقیق: این تحقیق با رویکرد کیفی انجام شد و با 21 زن متأهل در تهران از طریق نمونهگیری هدفمند مصاحبه عمیق صورت گرفت. تحلیل دادهها با تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که زنان با گرایش انقلابی و ولایی تعداد فرزندان بیشتری داشته و قصد داشتند تا رسیدن به پنج فرزند فرزندآوری کنند. در مقابل، سایر زنان با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور، داشتن بیش از دو فرزند را غیرمنطقی ارزیابی میکردند. این پژوهش دو مدل تصمیمگیری فرزندآوری را معرفی کرد: «فرزندآوری برای خود و حاکمیت» که میان زنان ولایی و انقلابی غالب است و از عواملی چون دغدغههای ملی، پیروی از رهبری، دینمداری، و اعتماد نهادی به حاکمیت تأثیر میگیرد؛ و «فرزندآوری برای خود» که در میان زنان با سایر گرایشهای سیاسی رایج است و تحت تأثیر هنجارهای دو فرزندی، ناامنی اقتصادی، و بیاعتمادی نهادی قرار دارد. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که سیاستگذاران میتوانند با اتخاذ تدابیر مؤثر، افزایش امنیت اقتصادی و حمایت از مادران، به افزایش نرخ باروری کمک کنند.