تحلیل میزان دانش تیپک و مهارتهای ارزشیابی برخط آموزگاران دوره ابتدایی و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیت شناختی آنها
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22061/tej.2026.11876.3205چکیده
پیشینه و اهداف: با گسترش فناوریهای دیجیتال و نقش فزاینده آنها در فرایندهای یاددهی-یادگیری، آموزگاران نیازمند دانش و مهارتهایی هستند که بتوانند فناوری، محتوا و روشهای تدریس را بهطور مؤثر تلفیق کنند. یکی از ابعاد مهم این دانش، توانایی ارزشیابی برخط است که میتواند به بهبود فرآیند یادگیری دانشآموزان کمک کند و ازآنجاکه دوره ابتدایی نخستین مواجهه دانشآموزان با آموزش رسمی است و تأثیر بسزایی بر رشد و یادگیری آنان دارد، برخورداری آموزگاران این دوره از دانش تیپک اهمیت دوچندان پیدا میکند. در حال حاضر، ارزشیابی کیفی و توصیفی در مدارس ابتدایی رواج دارد و آموزگاران از ابزارها و روشهای متنوعی استفاده میکنند. با گسترش فناوری اطلاعات، نیاز به ارزشیابی برخط در این مقطع بیش از گذشته احساس میشود، اما این شیوه ارزشیابی بهویژه در دوره ابتدایی، با چالشهای متعددی همراه است. دشواریهای ارزشیابی توصیفی در فضای دیجیتال، ضرورت ارتقای مهارتهای ارزشیابی برخط آموزگاران را دوچندان میکند. بنابراین هدف اصلی این پژوهش تحلیل وضعیت موجود دانش تیپک آموزگاران در تلفیق فناوری، محتوا و پداگوژی در تدریس و ارزشیابی برخط، و بررسی عوامل مؤثر بر این دانش و مهارتها از بعد جمعیت شناختی بوده است.روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و بهصورت کمّی، غیر آزمایشی یا به عبارت دقیقتر توصیفی است. از آنجاکه در این پژوهش، هدف پژوهشگر بررسی میزان دانش تلفیق فناوری و مهارتهای ارزشیابی برخط آموزگاران دوره ابتدایی و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیت شناختی است؛ بنابراین میتوان روش این پژوهش را از نوع توصیفی دانست. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه آموزگاران دورهی ابتدایی شهر شاهین شهر استان اصفهان در سال تحصیلی1402-1401 بود که ۲۴۷ نفر به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای انجام این پژوهش، از پرسشنامه کوتاهشده دانش تیپک اشمیت و همکاران (2020) با آلفای کرونباخ 77/0 تا91/0 و پرسشنامه محقق ساخته مهارت ارزشیابی برخط آموزگاران استفاده شد.پایایی پرسشنامههای کوتاهشده دانش تیپک و مهارت ارزشیابی برخط آموزگاران بهترتیب مقدار 964/0 و 949/0 محاسبه شد.پرسشنامههای استاندارد در دو بخش دانش تیپک و مهارتهای ارزشیابی برخط طراحی و بین آموزگاران دوره ابتدایی توزیع شد. پس از جمعآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل یافتهها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. در سطح آمار توصیفی از فراوانی و درصد، میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون کالموگروف – اسمیرنف، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس و آزمون حداقل تفاوت بین میانگینها استفاده شد.یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزگاران ابتدایی از دانش تیپک نسبتاً بالایی برخوردارند و توانستهاند فناوری، محتوا و پداگوژی را بهخوبی تلفیق کنند؛ اما در مهارتهای ارزشیابی برخط، بهویژه در بخشهایی مانند ارزشیابی آغازین، همتایان و بازخوردهای عاطفی، با چالشهایی مواجه هستند. با این حال، در ارزشیابی تکالیف و ارتقای یادگیری عملکرد بهتری داشتهاند. همچنین، ویژگیهای جمعیتشناختی مانند تحصیلات، سابقه تدریس و تا حدی جنسیت بر میزان دانش تیپک و مهارتهای ارزشیابی برخط آموزگاران تأثیرگذار بوده استنتیجهگیری: این پژوهش بهطور کلی نشان داد آموزگاران دوره ابتدایی با وجود تسلط مناسب به دانش تیپک، در استفاده از این دانشها برای ارزشیابی برخط با چالشهایی مواجه هستند. این موضوع نشان میدهد دانش تیپک ارائه شده به آموزگاران دارای نقص در مهارت ارزشیابی؛ به خصوص ارزشیابی همتایان، و توجه به ارزشیابی حیطه عاطفی است. نیاز به آموزشهای تخصصی و ارتقای مهارتهای ارزشیابی برخط در بین آموزگاران احساس میشود. پیشنهاد میشود دورههای آموزشی ویژه برای آموزگاران در زمینه ارزشیابی برخط طراحی شود تا آنها بتوانند از این ابزارها بهطور مؤثرتر در فرآیند یاددهی-یادگیری استفاده کنند. همچنین، برگزاری کارگاههای تخصصی و ارائه راهکارهای عملی میتواند به بهبود مهارتهای ارزشیابی برخط آموزگاران و در نتیجه ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری در مدارس ابتدایی کمک کند.