طراحی الگوی تعامل اثربخش خانواده و مدرسه با نقش راهبردی انجمن اولیاء و مربیان در راستای بند 11 سیاستهای کلی خانواده(مورد مطالعه: شهر تهران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران( نویسنده مسئول)

3 دانشیار جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/scs.2024.447474.1552
چکیده

هدف این پژوهش، طراحی الگوی تعامل اثربخش خانواده و مدرسه با نقش راهبردی انجمن اولیاء و مربیان با روش تحقیق آمیخته است. در بخش کیفی، با روش نمونه‌گیری نظری، 53 نفر از مدیران و والدین اعضای انجمن انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از رویکرد نظریه داده‌بنیاد و روش اشتراوس و کوربین با نرم‌افزار MAXQDA استفاده و مدل مفهومی طراحی گردید. در بخش کمی با نمونه‌گیری احتمالی، پاسخ‌های 477 نفر به پرسشنامه‌ای برخط با نرم‌افزار SMART-PLS  به روش مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل و برازش مدل تأیید گردید.نتایج: عواملی چون؛ نگرش و انگیزه مدیر مدرسه، اولیاء و اعضای انجمن، مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر نقش انجمن در اداره کارآمدتر و حل مشکلات مدرسه، تعدیل انتظارات خانواده‌ها از مدرسه و بهبود روابط اولیاء و مربیان مؤثرند. راهبرد‌هایی مانند؛ ارتباط حضوری و دعوت اولیاء به مراسم، آموزش خانواده، فرهنگسازی اهمیت انجمن و تعامل، گزارش برنامه‌ها و عملکرد مالی مدرسه به خانواده‌ها، اعتماد‌سازی، جلسات هدفمند با کارگروه‌های تخصصی و پیگیری مصوبات انجمن، تقدیر از مدیر و اعضاء انجمن موجب تحقق اهداف آموزشی و پرورشی، افزایش شناخت از دانش‌آموز و سرمایه اجتماعی اقتصادی مدرسه می‌شود؛ البته در این فرایند شرایط و عملکرد نامطلوب مدرسه، ناسازگاری و ترجیح منافع فردی اولیاء، برگزاری فرمالیته انجمن، فقدان قدرت اجرایی انجمن، سیاست دوگانه دولت در دریافت کمک مالی از اولیاء، شرایط شغلی اولیاء، مسافت خانه تا مدرسه، همکاری متقابل و دولتی یا غیردولتی بودن مدرسه، تأثیر دارند.