بررسی اثر مدیریت تقاضای آبیاری بر تعادل منابع آب و رفاه اقتصادی کشاورزان(مطالعه موردی: حوضه آبریز نیشابور)
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی تهران
2 دانشگاه علوم پزشکی بابل
3 دانشگاه آزاد اسلامی
4 دانشگاه علوم پزشکی ایران
5 دانشگاه علوم پزشکی مازندران
doi
چکیده
تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و بهرهبرداری غیر بهینه از منابع آب، لزوم توجه به حفاظت و پایداری این نهاده ضروری در تولید محصولات کشاورزی را دوچندان مینماید. لذا، بهرهگیری از مدیریت تقاضای آب، به عنوان راهکاری جهت استفاده اصولیتر از منابع آب میتواند کارگشا باشد. در مطالعه حاضر، جهت بررسی سیاست مدیریت تقاضا بر تعادل منابع آب زیرزمینی حوضه آبریز نیشابور، از الگوی اقتصادی و روش پویایی سیستم (SD) استفاده شد. سیاستهای مورد بررسی شامل کاهش آب تخصیصی به بخش کشاورزی و افزایش راندمان آبیاری میباشند. بر اساس نتایج سیاست کاهش سهم آب آبیاری اثر مثبتی بر سطح آب زیرزمینی دارد بدون اینکه تأثیر زیادی بر کاهش میزان کشت محصولات زراعی و درنتیجه آن کاهش سود زراعی کشاورزان منطقه داشته باشد. همچنین، افزایش راندمان آبیاری نسبت به سیاست کاهش آب تخصیصی کشاورزی، وضعیت بهتری در سطح آب زیرزمینی و میزان سود محصولات زراعی کشاورزان نشان داد. به طوری که حداکثر میزان تغییر در سود ناخالص کشاورزی منطقه 10درصد کاهش و حداقل بهبود در تراز آب زیرزمینی حوضه 47/0 متر تعیین شد. جهت بررسی وضعیت آینده منابع آب حوضه آبریز نیشابور، سیاست کاهش سهم آب در شبیهسازی منابع آب زیرزمینی حوضه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تا 20 درصد کاهش آب کشاورزی، وضعیت سطح آب زیرزمینی تا سال 1403، حدود 7/4 متر بالاتر خواهد آمد و به تعادل نزدیکتر خواهد شد. تجزیه و تحلیل نتایج بیانکننده این مطلب میباشد که اجرای سیاست افزایش راندمان آبیاری به همراه کاهش سهم آب کشاورزی تأثیر مناسبتری بر تعادل حوضه خواهد داشت.