بررسی جامعه‌شناختی تأثیر قدرت سیاسی بر فرهنگ سیاسی مردم (مورد مطالعه: پهلوی اول)

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد تهران مرکزی،تهران،ایران

2 گروه جامعه شناسی ،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد تهران مرکزی،تهران ، ایران

3 گروه مدیریت،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد علوم و تحقیقات تهران،ایران(نویسنده مسئول)

doi
10.22034/scs.2023.323526.1241
چکیده

ساختار قدرت سیاسی در دوره رضاشاه با زیرساخت‌هایی مانند دولت و سازمان سیاسی رابطه مستقیمی دارد چراکه نظام سیاسی در این عصر به همراه سلطنت مطلقه، بیشترین میزان قدرت را در کشور اعمال می‌کرد و دستوراتش برای همه زیر نظام‌های کشور الزامی بود. از‌سوی‌دیگر، هماهنگی منابع برای رسیدن به اهدافی که حاکمیت در اختیار داشت از طریق نهادهای سیاسی آن جلو می‌رفت. از سالیان گذشته فرهنگ سیاسی مسئله مهمی برای دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی بوده است؛ آنها به‌دنبال شناخت این امر بوده‌اند که ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتار سیاسی مردم در مورد موضوعات و مسائل سیاسی چگونه بوده است و چه آثار و نتایجی بر روی نظام سیاسی و اجتماعی گذاشته است. مدل نظری پژوهش مبتنی بر نظریه فرهنگ سیاسی آلموند و وربا است. بر اساس یافته‌های پژوهش، یکی از ویژگی‌های اساسی این تأثیرات قدرت در فرهنگ سیاسی جوامع، «حاکمیت روابط فردی به‌جای قوانین»، «ارادت‌سالاری و تقرب پیشگی به‌جای نظام شایسته‌سالاری»، «وفاداری به شخص به‌جای سازمان‌های سیاسی»، «فساد»، «از‌بین‌رفتن رقابت صحیح»، «اطاعت مطلق از بالا‌دست»، «مسدود شدن فضای باز سیاسی»، «انزوای روشنفکران»، «خفقان»، «عدم اعتماد سیاسی» است. این پژوهش با هدف بررسی جامعه‌شناختی تأثیر قدرت سیاسی بر فرهنگ سیاسی مردم (مورد مطالعه: پهلوی اول) به روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده است.