بررسی تأثیرات سواد رسانهای بر تحقق حوزه عمومی مجازی در بحران کرونا
نویسندگان
1 گروه ارتباطات ، دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه آزاد تهران شرق
2 گروه علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شرق، تهران، ایران
3 گروم ارتباطات ،دانشکده علوم انسانی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق
doi
10.22034/scs.2023.390363.1461چکیده
این پژوهش با موضوع بررسی تأثیرات سواد رسانهای بر تحقق حوزه عمومی در بحران کرونا در صدد است تا علاوهبر تأکید به توسعه سواد رسانهای و ضرورت آن برای ارتقاء افکار عمومی، سازوکار شکلدهی به حوزه عمومی را ذیل عقلانیت ارتباطی در نسبت با رسانه و البته در موقعیت بحران توصیف نماید. تأکید و توصیف اینکه سواد رسانهای بهعنوان دانشی یا مهارتی راهبردی برای زیست در جامعه شبکهای، مقولهای غیرقابلانکار برای شهروندان دیجیتالی است که امروز در معرض انواع محتواها قرار میگیرند. رویکرد مذکور در ذات خود و بدون برنامهریزی منجر به ایجاد و توسعه حوزه عمومی مجازی و به اصطلاح زیست جهان دیجیتالی شده و کاربران را در نسبتی همافزا و مشبک، تبدیل بهکلی اثرگذاری حدفاصل عامل و ساختار میکند. درواقع بر اساس عقلانیت ارتباطی و سناریوی این نوشتار مبتنی بر امتداد مجازی این نوع از عقلانیت، حوزه عمومی یا همان زیست جهان مجازی، مقام تفاهم عرفی بوده و ظرفیت و امکان مدیریت بحران با توسل به توافق کنشگران را ذیل اتصال سه جهان ذهنی و عینی و اجتماعی در فضای مجازی فراهم میکند. این پژوهش با روش مطالعات کتابخانهای و تحلیل رفتارشناسی مردم و رسانهها در فضای مجازی، مأموریت دارد تا نحوه مواجهه مردم و رسانهها در همهگیری کرونا و در فهم اخبار و اطلاعات گمراهکننده و جعلی، شایعات، اینفودمی و چگونگی اثرگذاری حوزه عمومی مجازی در مدیریت یا تعمیق بحران را مورد واکاوی قرار داده است.بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش حوزه عمومی مجازی و زیست جهان دیجیتال تشکیل شده در دوران کرونا به علت عدم آموزش کاربردی سواد رسانهای در کشور و حجم بالای فیکنیوزها، معیوب بوده و الگوی مطلوب، ارتقای فرایندی این مهارت بر اساس نوع نوینی از عقلانیت ارتباطی در سطوح مردم، مسئولان و رسانهها با تکیه بر «تفکر انتقادی» و دید 360 درجه به محتواهاست.براساس نتایج حاصل ازاین پژوهش حوزه عمومی مجازی و زیست جهان دیجیتال تشکیل شده دردوران کرونا به علت عدم آموزش کاربردی سواد رسانهای درکشوروحجم بالای فیکنیوزها، معیوب بوده و الگوی مطلوب، ارتقای فرایندی این مهارت بر اساس نوع نوینی ازعقلانیت ارتباطی در سطوح مردم، مسوولان و رسانهها با تکیه بر«تفکر انتقادی» و دید 360 درجه محتواهاست.