تحلیلی بر روند چندقطبی شدن ساختار فضایی و عملکردهای شهری (نمونۀ موردی: شهر سنندج)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
2 استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
3 دانشیار جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2018.237810.1007501چکیده
امروزه در نظام برنامهریزی شهری، کاربریهای اراضی و خدمات عمومی به سمت الگوی تمرکز و تجمع در مناطق خاصی از شهرها گرایش دارند تا بهوسیلة آنها از تداخل و تزاحم کاربریها جلوگیری شود و شهروندان هر منطقه با سهولت به این خدمات دسترسی داشته باشند. در شهر سنندج تمرکز بهنسبت زیاد زیرساختهای اداری، سیاسی، اقتصادی، خدماتی و نواحی پیرامونی آن، سبب تمرکز جمعیت و بروز آثار سوءفضایی از قبیل رشد فیزیکی ناموزون و بیقوارة شهر و تشدید پدیدة اسکان غیررسمی در برخی نقاط شهر شده و توزیع فضایی کاربریهای زمینشهری را در سطح شهر نامتعادل کرده است. در چنین شرایطی، طرحهای توسعة شهری نظام کاربریهای اراضی را ساماندهی کرده و شهر را به سمت تخصصیکردن فعالیتها و تمرکز برخی از عملکردها در مناطق خاصی از شهر سوق دادهاند. همچنین در این شرایط منطقهبندی کاربری و عملکردی شهری از حالت رویکرد سنتی فیزیکی و قطعیتگرایی خارج شده است. هدف از این مقاله بررسی و ارزیابی روند قطبیشدن کاربریهای اراضی شهر در راستای تخصصیشدن و توسعة فضایی اصولی و مناسب فعالیتهای شهری متناسب با ساختهای اجتماعی-فضایی مختلف در نواحی و مناطق مختلف شهری براساس پیشنهادهای طرحهای توسعة شهری است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و به کمک روشهای آماری آنتروپی شانون و مدل کاربردی ضریب مکانی LQ، روند تحولات فضایی نظام کاربریهای اراضی در شهر سنندج بررسی شده و برای ترسیم نقشههای مورد نیاز از نرمافزارهای GISاستفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد برخی از فعالیتها و کاربریهای اراضی شهری، بهسوی قطبیشدن یا تخصصگرایی در مناطق و نواحی خاصی از شهر گرایش دارد و ساختار مورفولوژی اجتماعی شهر به الگوهای چندهستهای و قطاعی شبیه است.