بررسی راهبردی ساختار قدرت در شبکه کنشگران مساله هفتم آبان
نویسندگان
1 دکتری سیاستگذاری فرهنگی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی، تهران ، ایران.
doi
10.22034/scs.2023.393954.1433چکیده
امروزه سیاستگذاریهای اجتماعی-فرهنگی در اغلب کشورها نمایانگر تغییرجهت به سوی ساختارهای شبکهای و اجتماعی است. ویژگی اینگونه سیاستگذاریها تبادل حجم قابل توجهی از مذاکرات و گفتگوها میان کنشگران کانونی با اهداف متفاوت است. پژوهش حاضر درصدد است ساختار قدرت شبکه کنشگران دستاندکار در مساله هفتم آبان (روزمعروف به برگزاری بزرگداشت کوروش) را مورد بررسی قرار دهد. برای نیل به این هدف با مطالعه اسناد و تکنیک گلوله برفی 22 کنشگر دستاندکار مساله را شناسایی کرده و با ابزار پرسشنامه نیمه ساختاریافته به گرداوری دادههای مورد نیاز پرداخته است. دادهها با استفاده از نرمافزارهای UCINET، Net Draw و visone محاسبه، تحلیل و نمایش داده شدهاند. برای تحلیل شبکه مورد نظر از مفهوم مرکزیت در شبکه و شاخصهای مرکزیت درجه، بینابینی، بردار ویژه و بتا استفاده شده است. با وجود وضعیت مطلوب شبکه از نظر سرعت گردش اطلاعات و همکاری، یافتهها حاکی از وجود دو کانون در شبکه است که موجب دو قطبی شدن شبکه شده است. در یک قطب شبکه نیروهای مدیریتی- امنیتی قرار دارند و در سوی دیگر نهادهای مدنی ونیروهای اجتماعی؛ هر کدام از این دو قطب در پی نیل به اهدافی هستندکه با یکدیگر تعارض دارند. خروج از این وضعیت نیازمند ورود نهادهای بالادستی با رعایت بیطرفی و با نگاه همگرایانه است.