پیش‌بینی اضطراب و پرخاشگری کودکان پیش‌دبستانی بر اساس هوش اخلاقی، دلبستگی و کیفیت مراقبت مادرانه با استفاده از شبکه‌ی‌‌ عصبی پرسپترون چند لایه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی روان‌شناسی، گروه روان‌شناسی، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تخصصی روان‌شناسی بالینی، گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکده‌ی علوم رفتاری و سلامت روان (انستیتو روان‌زشکی تهران)، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران

3 کارشناسی ارشد روان‌شناسی بالینی کودک و نوجوان، گروه روان‌شناسی، دانشکده‌ی روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

4 استادیار، گروه روان‌شناسی، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.48305/jims.v43.i847.1943
چکیده

مقدمه: اضطراب و پرخاشگری، شایع‌ترین مشکلات دوران کودکی به حساب می‌آیند که ۲۰-۶ درصد کودکان آن را تجربه می‌کنند. با توجه به شیوع بالا و اثرات دیرپای ابتلا به این اختلالات، پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی این اختلالات بر اساس عوامل محیط عاطفی خانواده (کیفیت مراقبت مادرانه) و وضعیت روانی کودک (هوش اخلاقی و کیفیت دلبستگی) انجام شده است. روش‌ها: این مطالعه با مشارکت ۱۴۱ مادر در شهر تهران در سال ۱۴۰۲، در یک دوره ۴ ماهه انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های مرتبط با اضطراب، پرخاشگری، دلبستگی، هوش اخلاقی و مراقبت مادرانه جمع‌آوری و با استفاده از روش همبستگی، مدل شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه (MLP) تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که خویشتن‌داری، توانایی انطباق مثبت و در دسترس بودن مراقب بیشترین تاثیر را در پیش‌بینی اضطراب و پرخاشگری دارند. عدالت، صبوری و بردباری نیز از عوامل مؤثر در کاهش پرخاشگری بودند. در مقابل، رفتارهای منفی و احترام تاثیر کمتری بر اضطراب داشتند. مدل ارائه شده کارآیی خوبی در پیش‌بینی این دو اختلال نشان داد.. نتیجه‌گیری: نتایج بر اهمیت مداخلات هدفمند برای کاهش چالش‌های هیجانی- اجتماعی کودکان تأکید می‌کنند و نقش عوامل مرتبط با خانواده و محیط عاطفی را در پیشگیری از این اختلالات برجسته می‌سازند. همچنین، این تحقیق کارایی مدل MLP را در تحقیقات سلامت روان نشان داد و مسیرهایی برای بهبود پیش‌بینی اختلالات روانی ارائه داده است.