فقدان در سوژه و دیگری ارزیابی مواجهه روانکاوی با امر سیاسی در اندیشه لکان
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه کردستان، سنندج ایران
doi
10.30465/os.2025.51111.2030چکیده
پرسش از عاملیت سوژة روانکاوی در رابطه با ساحت نمادین مسئلة محوری است که همواره با ابهام و پیچیدگی همراه بوده است. دشواری این مسئله آنگاه برجسته میشود که هدف روانکاوی را به تحلیل امر سیاسی به واسطة امری فردی یا ذهنی تقلیل دهیم، از این منظر خوانش ذاتگرایانه و روانشناسانه از یک پدیدة سیاسی و اجتماعی محکوم به شکست است. از سوی دیگر اگر از این موضع دفاع کنیم که لکانیسم دارای سیاستی جدی و مهم است با یک تناقض دیگری روبرو خواهیم شد که در آن پرداختن بیش از حد به عملکرد دیگری و ساحت نمادین مواجهة واقعی آن با امر سیاسی در سطحی انتزاعی باقی میماند و گویی خوانشی محافظهکارانه از سیاست ارائه میشود که رهاییبخش نیست. پرسش محوری پژوهش حاضر این است که نقش روانکاوی لکانی در رابطه با امر سیاسی، بازتولید دیگری و نقش سلطة انکارناپذیر آن است یا لحظهای رهاییبخش برای عاملیت سوژه؟ روانکاوی را نه به مثابة نوعی ایدئولوژی، بلکه بایستی در برابر آن و برای نقد آن بهکار برد. بر این اساس خوانشی دیالکتیکی از امر سیاسی مطرح میشود که برخلاف رویکردهای سنتی و دوگانه-گرایانه، سوژه و دیگری را همزمان نفی و حفظ میکند.