آسیبشناسی سیاستگذاری در ایران؛ با تاکید بر امر اجتماعی
نویسندگان
1 پژوهشگر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
2 پژوهشگر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
3 استادیار دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق
doi
10.22034/scs.2023.382049.1400چکیده
از زمان تکوین دولت شبهنوین در ایران، فقدان رویکرد جامع به امر توسعه و سیطره تدریجی خوانشهایی از حکمرانی که دولتمحور و جامعهگریز تعریف شدهاند، موجب از رونقافتادن امر اجتماعی شده است. مقاله حاضر که با موضوع «آسیبشناسی سیاستگذاری در ایران؛ با تأکید بر امر اجتماعی» تهیهشده، هدف خود را واکاوی مهمترین عواملی که به طرد امر اجتماعی از حوزه سیاستگذاری میانجامد قرار داده است؛ امری که با استفاده از نظریههای پساتوسعه و بهرهبردن از مدل نهادی در سیاستگذاری اجتماعی و با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و مطالعات اسنادی دنبال شده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بهلحاظ سیاستی، «کمبود توجه به ملاحظههای اجتماعی در سیاستگذاریهای رسمی»، «مقرراتزدایی در عرصههای مختلف»، «کاهش مسئولیتپذیری دولت در ارائه خدمات اجتماعی» و «ممانعت از تشکلیابی جامعه»، زمینههای طرد امر اجتماعی از حوزه سیاستگذاری را فراهم آوردهاند و بهلحاظ نظری نیز خوانشی خاص از نظریه «تقسیم معرفت»، سیطره «فردگرایی روششناختی»، تقلیل انسان به «انسان اقتصادی»، «بسط منطق سود و زیان به اخلاقیترین حوزههای اجتماعی»، تأکید بر «نظم خودجوش و غیرقابلفهم نهادهای اجتماعی» و «تفکیک قواعد فرهنگی بین حوزههای کوچک و کلان اجتماعی» به امکانناپذیر بودن فهم منطق درونی پدیدههای اجتماعی و عدم امکان سیاستگذاریهای عمومی در حوزه اجتماعی میانجامد.