تجارب معلمان از چالشهای برنامههای تلویزیون بهعنوان برنامه درسی پنهان در تحقق اهداف تربیتی نظام آموزشی دوره متوسطه اول و دوم
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 گروه علوم تربیتی دانشگاه شهسد مدنی آذربایجان
3 گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
4 گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22034/scs.2022.156040چکیده
هدف پژوهش حاضر توصیف تجارب زیسته معلمان از چالشهای برنامههای تلویزیون اعم از برنامههای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و برنامههای فارسیزبان ماهوارهای بهعنوان برنامه درسی پنهان در تحقق اهداف تربیتی نظام آموزشی است. در این پژوهش، روش کیفی از نوع پدیدارشناسی استفاده شد. بهمنظور احصای تجارب، 24 نفر از معلمان باسابقه مدارس با روش نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری و با روش هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شد. پس از بررسی معتبر بودن دادهها توسط مشارکتکنندگان، کدهای بهدستآمده در قالب 4 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی تلخیص شدند. یافتهها نشان داد چالش علمی ـ آموزشی با مضامین فرعی (عدم ایجاد انگیزش، عدم ایجاد عدالت، عدم تربیت روانی و عدم توجه به مهارت)؛ چالش فرهنگی با مضامین فرعی (عدم تقویت غرور ملی و نهادینه کردن فرهنگ غربی)، چالش اخلاقی ـ اعتقادی با مضامین فرعی (فراموشی اعتقادات و هدایت نامناسب) و ناهنجاری اجتماعی با مضامین فرعی (تضعیف بنیان خانواده، عدم توجه به گسترش نظم و عدم توجه به سلامت) مهمترین مضامین اصلی و فرعی در تجارب معلمان است. درنتیجه برنامههای تلویزیون در قالب برنامه درسی پنهان میتواند اهداف علمی، فرهنگی، اخلاقی ـ اعتقادی و اجتماعی نظام آموزشی را با چالش روبهرو کند.