چرا اختلال توجه و خستگی در مدیریت مولتیپل اسکلروز جدی است؟
نویسندگان
1 مرکز تحقیقات علوم اعصاب، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
2 مرکز تحقیقات علوم اعصاب، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران
3 پژوهشکده علوم شناختی، پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)، تهران، ایران
doi
10.48305/jims.v43.i842.1653چکیده
مقدمه: اختلالات شناختی در مولتیپل اسکلروز (Multiple Sclerosis) MS، بهویژه نقص در توجه و خستگی مزمن، فراتر از آسیبهای حرکتی، کیفیت زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار میدهند. یافتههای روانفیزیکی نشان میدهد نقصهای توجه، وابسته به فنوتیپ بیماری هستند: بیماران مبتلا به نوع عودکننده- بهبودیابنده (RRMS) عموما دچار اختلال در توجه محیطی (اگزوژن) هستند، در حالی که مبتلایان به نوع پیشرونده ثانویه (SPMS) از آسیب در توجه ارادی (اندوژن) رنج میبرند. این تمایز نشاندهندهی مکانیسمهای عصبی متفاوت است که در RRMS با التهاب فعال و در SPMS با تحلیل رفتن عصبی مرتبط هستند. نکتهی مهم این است که خستگی شناختی، بهویژه در بیماریهای مزمن، به جای علامت ثانویه، به عنوان پیشبینیکنندهی قوی برای عملکرد توجه عمل میکند. این یافتهها بر ضرورت تعریف غربالگری منظم شناختی و پروتکلهای درمانی در مدیریت استاندارد MS تأکید دارد. پرداختن به تعامل پیچیده بین خستگی و توجه برای کاهش زوال عملکردی و بهبود پیامدهای اجتماعی- روانی در این جمعیت آسیبپذیر ضروری است.