جستاری در شناخت اثرات محیط طبیعی در تکوین نظام حکمرانی در ایران در قرن بیستم
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه یزد
doi
10.22059/jhgr.2016.58824چکیده
در مطالعات جغرافیای سیاسی، همواره به کارکرد محیط طبیعی بهمثابة یکی از ابعاد و بنیادهای مهم تکوین نظام حکمرانی توجه شده است؛ به بیان دیگر ظهور برخی ویژگیها، فرایندها و نمادهای سیاسی از ویژگیهای طبیعی و فیزیکی ظرف جغرافیایی خود متأثر است. در علوم انسانی مدرن نگاه بینرشتهای اهمیت فراوانی دارد و در مقابل، نگاه تکعاملی که نمایندة اندیشة جبر جغرافیایی است در تاریخ علم جغرافیا اهمیت خود را از دست داده است، اما مطالعة اثرگذاری محیط طبیعی در سیاست نمایانگر اهمیت فزایندة آن در ایجاد کنشهای جمعی هماهنگ در قالب کارکردهای سیاست و نظام حکمرانی و سیر تکامل آنهاست. در این راستا بررسی تأثیرات ویژگیهای طبیعی فلات ایران بر ویژگیها و نمادهای سیاسی، از جمله نوع نظام حکمرانی، چگونگی شکلگیری نهادهای قدرت، فرهنگ سیاسی و... از موضوعات مهم مطالعات جغرافیای سیاسی ایران است. در این مقاله با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی، چگونگی ظهور ویژگیها و خصوصیات نظام حکمرانی در ایران در ارتباط با ویژگیهای طبیعی محیط جغرافیایی در سدة بیستم بررسی میشود. یافتههای پژوهش نمایانگر این است که عوارض طبیعی نظیر رشتهکوهها، بیابانها و موقعیت جغرافیایی سرزمین ایران نقشی مهم در ظهور ویژگیهای نظام حکمرانی- از حیث ساختی و کارکردی- دارد؛ بهطوریکه یکی از علل ساختاری طی این فرایند تکاملی در نظام سیاسی ایران از اثرگذاری شرایط طبیعی کشور ناشی میشود.