بررسی نقش تعارضات زناشویی و شیوههای برخورد با تعارض در گرایش به طلاق (مورد مطالعه: شهروندانِ دارایِ همسرِ شهر اردبیل)
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی (نویسنده مسئول).
2 استادیار جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی.
doi
10.22034/scs.2022.160682چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دو مقولۀ تعارضات زناشویی و سبکهای حل تعارض در شکلگیریِ گرایش به طلاق در جامعۀ اردبیل در دو بخش کیفی (تحلیل محتوای مصاحبهها) و کمی (پیمایش) به انجام رسیده است. نتایج کیفی نشان داد که تعارضات زناشویی در جامعۀ اردبیل در 5 مقولۀ «تعارضات عاطفی»، «تعارضات فرهنگی» و «تعارضات اخلاقی»، «تعارضات اقتصادی» و «تعارضات ارتباطی» و شیوههای برخورد با تعارضات در قالب مقولاتِ «برخورد عاطفی»، «برخورد دموکراتیک»، «برخورد عقلانی»، «فرار از موقعیت» و «برخورد قهری یا ابزاری» قابل شناسایی است. همچنین، طبق نتایج کمی، اکثریت قریب به اتفاق زوجین (بیش از 95درصد) کموبیش با مسئله تعارضات زناشویی دست به گریبان هستند که از این میان، بیشترین میزان مربوط به تعارضات عاطفی و کمترین میزان مربوط به تعارضات فرهنگی میباشد. از سوی دیگر، میزان بسیار کمِ استفاده از شیوههای قهری در برخورد با تعارضات در مقابلِ میزان قابل توجه استفاده از برخوردهای عقلانیودموکراتیک بیانگر اولویت شیوههای نرم نسبت به راهبردهای سخت در بین زوجین است. طبق نتایج، زوجین در برخورد با تعارضات عاطفی-اخلاقی از شیوههای برخورد سخت (قهری) و در برخورد با تعارضات فرهنگی-ارتباطی از شیوههای برخورد نرم (عقلانی و دموکراتیک) بیشتر استفاده میکنند. در بحث تبیین گرایش به طلاق نیز نتایج نشان داد که شیوههای حل تعارض از قدرت تبیین کنندگی بیشتری در مقایسه با تعارضات زناشویی برخوردارند. بنابراین، با توجه به اجتنابناپذیر بودن تعارض زناشویی، تمرکز بر تقویت مهارتهای حل مسئله در سیاستگذاریهای حوزۀ-خانواده، به مراتب سودمندتر و حتی به صرفهتر از تمرکز بر شکلگیریِ زناشوییهای عاری از تضاد و تعارض خواهد بود.