اعتباریابی مقیاس سنجش سبک تدریس ترجیحی بومیان دیجیتال

نویسندگان

1 گروه سنجش و اندازه‌گیری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی۸۸۹-۱۴۶۶۵، تهران، ایران

3 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

4 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22061/tej.2025.11209.3115
چکیده

پیشینه و اهداف: امروزه آموزش و تدریس به روش‌های قدیمی برای یادگیرندگان نسل فعلی جوابگو نیست؛ بسیاری از پژوهش‌ها ادعا می‌کنند که این نسل دارای ویژگی‌های متفاوتی هستند. با توجه به ویژگی‌های متمایز این نسل، نظام آموزشی باید پاسخگوی نیازهای این نسل باشد. بنابراین پژوهش حاضر در صدد شناسایی سبک تدریس ترجیحی بومیان دیجیتال و ساخت و اعتباریابی مقیاسی جهت سنجش آن برآمد.روش‌ها‌: برای تحقق هدف پژوهش، از طرح تحقیق آمیخته اکتشافی از نوع توسعه ابزار استفاده شد. در مرحله اول، 15 دانشجو دارای ویژگی‌های بومیان دیجیتال در دانشگاه بیرجند که از طریق مقیاس سنجش ویژگی‌های بومیان دیجیتال شناسایی شده بودند با استفاده از سؤالات باز استاندارد شده و با هدایت کلیات به‌طور عمیق مورد مصاحبه قرار گرفتند. اسناد مصاحبه‌ها با استفاده از روش تحلیل تفسیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم، نتایج مرحله اول برای سنجش سبک تدریس ترجیحی بومیان دیجیتال در قالب یک ابزار سنجش سازماندهی شد. سپس ابزار طراحی شده با استفاده از روش تحقیق توصیفی-پیمایشی و انتخاب نمونه‌ای 348 نفری از دانشجویان با روش تلفیقی (نمونه گیری طبقه‌ای و خوشه‌ای) از جامعه 11368 نفری دانشجویان دانشگاه بیرجند اجرا شد.  یافته‌ها: در مرحله اول 14 مقوله شامل جلب توجه، اتمسفر کلاس، اهداف، ترجیح تصویر بر متن، بازخورد سریع، تعامل، انگیزه، ادغام فناوری در تدریس، محتوای ترجیحی، چندکارگی، روش ارائه، زمان تدریس، کار گروهی و ارزشیابی کشف شد. براساس نتایج این مرحله، ابزار طراحی و اجرا شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با تحلیل مؤلفه‌های اصلی موجب شناسایی 31 گویه با بار عاملی بالا در 7 مؤلفه شد. این ابزار، 13/60 % از تغییرات سبک تدریس ترجیحی بومیان دیجیتال را در جامعه پژوهش حاضر تبیین کرد. پایایی کل ابزار 92/0 به‌دست آمد و هر هفت مؤلفه از پایایی مطلوب برخوردار بودند.نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که نسل جدید یادگیرندگان جوّ غیررسمی و میانه‌روی در رفتار را جزء الزامات اتمسفر کلاس می‌دانند. آنان ترجیح می‌دهند مثال‌های ملموس و بیان خاطره مرتبط یا نامرتبط خنده‌دار جزء فعالیت‌های جذاب در جلب توجه باشد. یادگیرندگان بومی دیجیتال ترجیح می‌دهند اساتید، استانداردها و انتظاراتشان را به‌صورت شفاف در ابتدای ترم بیان کنند و معتقدند این امر موجب تنظیم رفتار دانشجو با انتظارت و استانداردهای استاد می‌شود. همچنین در ارائه‌ها بر ترجیح 70 درصدی تصویر بر متن تأکید دارند. روش تدریس سخنرانی را دوست ندارند. استفاده از موسیقی، پاورپوینت، جستجو از طریق موبایل و نمایش فیلم فناوری‌های ترجیحی این نسل هستند. بازخورد سریع به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی را ترجیح می‌دهند. تعامل چهره به چهره با اساتید را بر سایر انواع تعامل ترجیح می‌دهند. مخالف تدریس طبق سرفصل درس هستند و ترجیح می‌دهند اساتید بر مطالب کاربردی با ارائه مثال تأکید کنند. با چندکارگی (انجام چندین کار به‌طور همزمان) در کلاس راحتند؛ به‌ویژه اگر این فعالیت‌ها مبتنی بر موبایل باشد. ترجیح می‌دهند بازه زمانی تدریس یک ساعت و کمتر باشد و زمان‌بندی آن براساس نیاز دانشجویان تنظیم شود. در پایان پیشنهاد می‌شود اساتید، مدرسان دانشگاه و طراحان آموزشی ضمن توجه به تفاوت‌های نسلی و با لحاظ نمودن ترجیحات آموزشی نسل جدید در جهت بهبود یادگیری و افزایش انگیزه یادگیرندگان و انطباق آن با نیازهای آموزشی نسل جدید گام بردارند.