الگوی رهبری شهید قاسم سلیمانی؛ از فرماندهی مقاومت تا شکل‎گیری مکتب سلیمانی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی امین

doi
10.22034/scs.2023.154230
چکیده

اقدام عملی برای مقابله با ظلم، به رهبرانی آگاه و مقتدر نیازمند است. قاسم سلیمانی از چهره‌های موفق رهبری مقاومت در عرصه بین‌المللی بود و تداوم راه مقاومت، مستلزم وجود چنین افرادی است. هدف این پژوهش، تئوریزه نمودن الگوی رهبری شهید سلیمانی از فرماندهی مقاومت، تا شکل‎گیری مکتب سلیمانی بود. این پژوهش از نظر هدف، توسعه‌ای و از نظر شیوه اجرا، کیفی است. جامعه آماری پژوهش را دیدگاه‎های خبرگان حکمرانی درباره شهید سلیمانی از شهادت او تا اولین سالگرد آن تشکیل دادند. داده‌ها با تکنیک تحلیل تم بررسی و الگوی پژوهش آشکار شد. به مصداق فرمایش امام‎علی(ع)؛ «و تنها با سخنانی که خدا درباره شایستگان بر زبان‌های بندگان خود روان می‌کند می‌توان به شایسته بودن آنان پی برد»، و به دلیل استناد به بنیان‌های نظری و تجربی پذیرفته شده و تبعیت از روش علمی در نگارش، این پژوهش ادّعای روایی متون و روش بررسی را دارد. به‎علاوه، تبعیت از روش علمی، به‎انضمام روایت معقول، منطقی و باورپذیر از الگوی پژوهش، گواه پایایی پژوهش است. پژوهش نشان داد که شهید سلیمانی، به جای تلاش برای وفادار نمودن پیروان به خودش، آن‌ها را به آرمانِ جهانی عاری از ظلم و پایبند به ارزش‌های انسانی وفادار نمود؛ به جای متکی ساختن پیروان به خود، آن‌ها را به خودباوری ترغیب نمود؛ به جای وابسته نمودن آن‌ها به پاداش‌های بیرونی، بر انگیزه‌های درونی‎شان هدایت نموده و به‏عنوان رهبر، چنان مخلصانه کوشیده که پایه‌گذار مکتبی شده که تداوم راهش را در سه سطح فردی، ساختاری و فرهنگی، تضمین نموده است.