بررسی نظری تأثیر رسانههای اجتماعی در انقلابها: از تحریک ساختاری تا انقلاب اصلاحی
نویسندگان
1 گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/scs.2022.154231چکیده
پس از خیزشهای عربی اخیر تحلیلهای متعددی پیرامون تاثیر رسانههای اجتماعی در انقلابها ارائه شده است که اغلب به مراحل مختلف انقلاب، به ویژه آنچه بعد از سرنگونی رژیمهای حاکم در زمینه استقرار نظم جدید سیاسی رخ میدهد، نگاه جامعی ندارند. پژوهش حاضر تأثیر رسانههای اجتماعی را در کلیه مراحل انقلاب بررسی و فارغ از مصادیق عینی، توضیح منسجمی را در این زمینه ارائه مینماید. در پاسخ به این سوال که رسانههای اجتماعی چه تأثیری در فرآیند انقلابها دارند، پژوهش حاضر بیان میکند رسانههای اجتماعی با توسعه شبکه کنشگران همانند یک محرک ساختاری در آغاز خیزش و پیش از اعتراضات میدانی عمل مینمایند، اما این شبکه فاقد ظرفیتهای لازم برای هدایت نظم سیاسی جدید بوده و ممکن است موجب انقلاب اصلاحی شود. در این پژوهش با استفاده از روشهای اسنادی و توصیفی-تحلیلی، نقش رسانههای اجتماعی در توسعه شبکههای کنشگری در چارچوب نظریه کاستلز، تحریک ساختاری این شبکهها با توجه به نظرات توفیقچی در زمینه علل انقلابها، و ناتوانی آنها در هدایت نظم جدید بر اساس نظریه انقلاب اصلاحی بیات، تحلیل و این نظریات و دیدگاهها بسط و با یکدیگر پیوند داده میشود.