راهبردهای سیاست‌گذاری برای بهبود مشارکت زنان جهت بازتوانی قلبی

نویسندگان

1 پزشک، مرکز تحقیقات مداخلات تهامی قلب، پژوهشکده قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

2 کارشناس ارشد، بیمارستان تحقیقاتی درمانی قلب شهید چمران، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

3 کارشناس ارشد، مرکز تحقیقات بازتوانی قلبی، پژوهشکده قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

4 استادیار الکتروفیزیولوژی بالینی قلب، گروه قلب و عروق، دانشکده‌ی پزشکی، مرکز آموزشی درمانی شهید دکتر چمران، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

5 استاد بیماری‌های قلب و عروق، مرکز تحقیقات بازتوانی قلبی، پژوهشکده قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

6 پزشک متخصص طب ورزشی، مرکز تحقیقات بازتوانی قلبی، پژوهشکده قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

7 روانپزشک، مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان، پژوهشکده قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

8 کارشناس پژوهشی، مرکز تحقیقات بازتوانی قلبی، پژوهشکده قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.48305/jims.v43.i839.1532
چکیده

بیماری‌های قلبی- عروقی، یکی از عوامل اصلی مرگ و میر سالانه در کشور شناخته می‌شود. اگرچه در دهه‌های گذشته تمرکز اصلی بر کاهش مرگ‌ومیر حاد ناشی از این بیماری‌ها بوده است، امروزه توجه جهانی به مرحله‌ی پس از ترخیص بیماران، یعنی بازتوانی قلبی، معطوف شده است. در این بین شواهد مطالعه ای مقطعی حاکی از نابرابری جنسیتی در بهبودی پس از بیماری‌های قلبی- عروقی است. به این صورت که زنان به‌میزان کمتری نسبت به مردان به برنامه‌های بازتوانی، ارجاع شده و دسترسی می‌یابند. حتی در صورت مشارکتشان، شاخص‌های بازتوانی برای آنان به‌طور معناداری ضعیف‌تر است. این شکاف هم در دسترسی به خدمت و هم در نتایج بازتوانی قابل مشاهده است. در این راستا، این خلاصه سیاستی با تمرکز بر یافته‌های پژوهش و از طریق برگزاری پنل خبرگان، پنج راهبردی پیشنهادی برای حل مسئله مشارکت زنان در برنامه بازتوانی قلبی زنان ارائه و تحلیل و تبیین نمود. از جمله «اصلاح فرآیند ارجاع از طریق آموزش و آگاهی‌بخشی به پزشکان و کادر درمان»؛ «به‌کارگیری فناوری و توسعه برنامه‌های بازتوانی از راه دور (تله‌ریهاب)»؛ «طراحی مشوق‌های مالی و بیمه‌ای هدفمند برای زنان کم‌درآمد»؛ «استقرار مراکز بازتوانی محلی با دسترسی آسان»؛ و «انعطاف‌پذیرسازی برنامه‌ها برای پاسخگویی به نیازهای ویژه زنان شاغل و مادر». دستیابی به اثربخشی این راهکارها، ارتقاء سلامت زنان و بهینه سازی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی خانواده‌ها و جامعه نیازمند هماهنگی فرابخشی، برنامه‌ریزی هوشمند و عدالت‌محور، در سیاست‌گذاری سلامت است.