بررسی تأثیر توجه دیداری دانشجویان بر میزان یادگیری آنها با تعدیلگری سبک یادگیری و شخصیت
نویسندگان
1 گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2025.10616.3034چکیده
پیشینه و اهداف: یادگیری مهمترین هدف هر سیستم آموزشی است که عوامل متعددی چون نوع تفکر، محتوای آموزشی، سبک یادگیری، انگیزه و علاقه یادگیرنده، ویژگی شخصیتی، محیط مناسب، عوامل خانوادگی، اجتماع و کیفیت مربی در آن تأثیر میگذارند. رصد توجه دیداری فراگیران با کمک فناوری ردیابی چشم، اطلاعاتی در خصوص چگونگی تعامل آنها با اشکال گوناگون و محتوای آموزشی، همچنین نحوه یادگیری ارائه میدهد. بهطورکلی میتوان گفت هر زمان نیاز به اطلاعاتی داریم که بیانگر پردازشهای شناختی انسان در حین فعالیتهای مختلف باشد؛ رصد حرکات چشم به همراه سایر دادههایی که بهعنوان ابزارهای عینی اندازهگیری اطلاق میشوند، میتواند راهگشای پژوهشهای ما باشند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعدادی از عوامل از قبیل نوع محتوای آموزشی (تصویری یا نوشتاری)، سبک یادگیری (دیداری یا خواندنی- نوشتنی)، نوع شخصیت (برونگرا یا درونگرا) و توجه دیداری (مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت)، بر افزایش یا کاهش میزان یادگیری دانشجویان رشته مدیریت، طراحی شد.روش و مواد: این پژوهش با رویکردی پیشآزمایشی به بررسی موضوع پرداختهاست. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان رشتههای مدیریت در مقاطع گوناگون دانشگاههای دولتی شهر تهران تشکیل دادهاند. از طریق نمونهگیری غیراحتمالی ساده از نوع داوطلبانه، 44 دانشجو انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایشی، شامل دریافتکنندگان محتوای آموزشی تصویری و نوشتاری، جایدهی شدند. معیار ورود به مطالعه، اشتغال به تحصیل در رشتههای مدیریت و اعلام آمادگی برای مشارکت بود. دادهها با استفاده از 4 پرسشنامه برخط آزمون درس، ویژگیهای شخصیتی پنج عامل بزرگ گلدبرگ، سبکهای یادگیری وارک، سؤالات جمعیتشناختی و نیز دستگاه ردیابی چشم ثابت توبی (Tobii) در محیط آزمایشگاه جمعآوری شد. بهمنظور تحلیل دادهها و پاسخ به فرضیات پژوهش، از روشهای آمار استنباطی نظیر آزمونهای تی گروههای مستقل و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. همچنین، نقشهای تعدیلگری و میانجیگری با بهرهگیری از افزونه پراسس (PROCESS) طراحی شده توسط اندرو هایس (Andrew Hayes) مورد ارزیابی قرار گرفت.جهت اطمینان از روایی آزمایش و دستگاه ردیابی چشم، مراحل چهارگانه توضیح دادن اهداف آزمایش، کالیبراسیون، انجام آزمایش اصلی و همچنین گرفتن بازخورد از مشارکتکنندگان بعد از آزمایش صورت پذیرفت. همچنین جهت تثبیت روایی و اعتبار آزمون، آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ ﺑﺪون ذﻫﻨﯿﺖ و اﻃﻼﻋﺎت ﻗﺒﻠﯽ در ﻣﻮرد موضوع آموزش، در آزمایش حضور یافتند. از طرفی پرسشنامههای سبکهای یادگیری وارک و 5 عامل بزرگ شخصیت گلدبرگ به دلیل استاندارد بودن از روایی و پایایی لازم برخوردار بودند و سؤالات آزمون نیز، دارای روایی درونی، صوری و محتوا بوده و پایایی آن از روش کودر-ریچاردسون (Kuder-Richardson)، عدد 7627/0 گزارش شد که نشان از پایایی مناسب آن است.یافتهها: افرادی که سبک یادگیری دیداری دارند، با محتوای تصویری بهتر یاد میگیرند و توجه (تمرکز) بیشتری خواهند داشت؛ درحالیکه افراد با سبک یادگیری خواندنی- نوشتنی، در هنگام کار با محتوای متنی و نوشتاری، تمرکز و یادگیری بهتری دارند. همچنین میزان یادگیری افراد برونگرا، در محتوای نوشتاری و افراد درونگرا در محتوای تصویری افزایش مییابد. اما توجه دیداری آنها ممکن است افزایش یا کاهش یابد. از طرفی، روابط میانجیگری توجه دیداری، در رابطه بین نوع محتوای آموزشی و میزان یادگیری، از نظر آماری تأیید نشد.نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، افراد با سبک یادگیری دیداری یا ویژگی درونگرایی در مواجهه با محتوای آموزشی تصویری، یادگیری بیشتری خواهند داشت. همچنین افراد با سبک یادگیری خواندنی- نوشتنی یا ویژگی برونگرایی، در مواجهه با محتوای آموزشی نوشتاری یادگیری آنها افزایش مییابد. لازم به ذکر است که میزان یادگیری در مواجهه با یک محتوای آموزشی، تابعی از توجه دیداری نبوده و احتمال میرود که به عوامل دیگری مانند آنچه در این تحقیق بهدست آمد، یعنی ویژگی شخصیتی یا سبک یادگیری افراد بستگی داشته باشد که فرد چگونه عمل کند و چگونه بیاموزد. یقیناً توجه بیشتر و تمرکز بر مسائل آموزشی باعث یادگیری بیشتری خواهد شد؛ اما مسأله این است که در همه افراد این توجه، توجه دیداری نیست و با دیدن رخ نمیدهد و میتواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.