ارائه چارچوبی مبتنی بر رویکرد TPASK در آموزش علومتجربی مدارس دوره اول متوسطه
نویسندگان
1 گروه آموزش علومتربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 گروه آموزش زیستشناسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2025.11658.3178چکیده
پیشینه و اهداف: یادگیری علومتجربی در کلاس درس که شامل فعالیتهای ذهنی و عملی است؛ نیازمند خلاقیت معلمان در طراحی واحد یادگیری علومتجربی با رویکرد فناورانه است. در این میان، مهارتهای حرفهای معلمان نه تنها در مورد تسلطشان بر موضوع خاص، بلکه تواناییشان در یکپارچهسازی فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) امری ضروری بهنظر میرسد؛ لذا معلمان علومتجربی باید درک مطلوبی از تلفیق فاوا در فرایند تدریس داشته باشند. در این زمینه الگوهای مختلفی پیشنهاد شده که یکی از این الگوها، الگوی دانش پداگوژیکی - علومتجربی فناورانه معلمان علومتجربی (Technological Pedagogical Science Knowledge; TPASK) است. بدینسبب، هدف از این مطالعه؛ طراحی، تدوین و اعتبارسنجی چارچوبی مناسب برای آموزش اثربخش درس علومتجربی در دوره اول متوسطه براساس رویکرد TPASK بوده است.روشها: پژوهش حاضر، براساس هدف در زمره پژوهشهای کاربردی- توسعهای و از منظر اجرا از نوع پژوهشهای آمیخته اکتشافی (کیفی و کمّی) است. بر این اساس این پژوهش در دو مرحله انجام گرفته است. در بخش کیفی، از رویکرد توصیفی- طبیعتگرایانه و بهطور خاص از راهبرد مطالعه موردی استفاده شده است. برای شناسایی مؤلفههای الگو، از روش تحلیل مضمون بر مبنای روش آتراید- استرالینگ استفاده شد. بدینمنظور مصاحبههای اکتشافی نیمهساختاریافته شکل گرفت و برای بهدست آوردن اطلاعات و مقولههای الگو به واکاوی نظرات و دیدگاههای کسانی که خود سالیان متمادی در جهت اجرای برنامه درسی علومتجربی تلاش نموده و با فضا و شرایط موجود آشنایی لازم را داشتهاند، پرداخته شد؛ لذا جامعۀ هدف متشکل از سرگروههای آموزشی درس علومتجربی دوره اول متوسطه و دبیران برجسته این درس بود. به جهت غیرقابل پیشبینیبودن تعداد مشارکتکنندگان در بخش کیفی، برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونهگیری هدفمند به شیوه گلوله برفی استفاده شد و 17 مصاحبه نیمهساختاریافته تا اشباع نظری صورت پذیرفت. جهت اطمینانپذیری اطلاعات کیفی از دو روش کدگذاری مجدد توسط کدگذار دوم و کدگذاری مجدد توسط خودِ کدگذار استفاده شد. مقدار ضریب پایایی بین کدگذاران، 79/0و مقدار پایایی بازکدگذاری، 77/0 بهدست آمد که در سطح توافق مطلوب قرار گرفته است. میزان کارآمدی الگوی بهدست آمده نیز براساس پرسش و جستجوگری از همکاران و کاوش بهوسیله افراد تحت مطالعه مورد تأیید قرار گرفت. در بخش کمّی نیز که بهروش پیمایشی انجام شد، برای اعتبارسنجی الگو، پرسشنامه پنج گزینهای مبتنی بر طیف لیکرت تنظیم و برای اعتبار روایی (صوری و محتوایی) در بین 6 نفر از صاحبنظران و اعضای هیأت علمی قرار گرفت. سپس پرسشنامه در بین 50 نفر متشکل از صاحبنظران حوزه برنامه درسی، آموزشگران مرجع آموزش علومتجربی، مدرسان فاوا و سرگروهها و کارشناسان حوزه آموزش علومتجربی توزیع شد. پس از جمعآوری دادهها، نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 27 و همچنین معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزیی (PLS3) تحلیل شد.یافتهها: براساس نتایج بهدست آمده از تحلیل دادههای کیفی پژوهش بهروش تحلیل مضمون، 169 کد اولیه (مضامین پایه)، 22 زیر مقوله (مضامین سازماندهنده) و 5 مضمون فراگیر مربوط به الگوی آموزش علومتجربی مدارس دوره اول متوسطه مبتنی بر رویکرد TPASK احصاء شد. یافتههای بخش کمّی پژوهش نیز نشان داد در این الگو، تمامی متغیرهای مشاهدهپذیر دارای بار عاملی بالاتر از 50/0 روی متغیر مکنون متناظر خود بوده و بین آنها رابطه معناداری وجود دارد. مقدار آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی برای کلیه متغیرهای مدل بالاتر از 70/0 بهدست آمد که نشاندهنده پایایی درونی مناسب است. معیار میانگین واریانس استخراجشده در تمامی سازههای الگو بالاتر از 5/0 بهدست آمده است که بر این اساس، روایی واگرای مدل تأیید شد. ضریب تعیین (R2) برای تمامی سازههای الگو در حد قابل قبول ارزیابی و مناسببودن برازش مدل ساختاری تأیید شد. معیار Q2 نیز نشاندهنده قدرت پیشبینی مناسب مدل در خصوص سازههای درونزای پژوهش بود. مقادیر t تمامی مسیرهای الگو بیشتر از 96/1 گزارش شد و شاخص GOF نیز در سطح قوی بهدست آمد. با توجه به نتایج بهدست آمده از مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی، یافتهها رابطه مثبت و معنادار مسیرهای طراحیشده میان مضامین الگو را تأیید میکنند. همچنین آزمون تیتکنمونهای هم مناسب بودن وضعیت موجود مؤلفهها را نشان داد.نتیجهگیری: مضامین معرفیشده در این الگو، شامل شناخت عمیق از فناوریهای آموزشی و پیوند آن با اصول پداگوژیکی، ابزارهایی را در اختیار معلمان علومتجربی قرار میدهد که میتوانند با استفاده از آنها به ارائه محتوای علمی جذابتری بپردازند و مهارتهای علمی- عملی دانشآموزان را ارتقا دهند. همچنین میتواند در درک و کاربرد روابط متقابل بین فناوری، آموزش و محتوا در شیوههای تدریس به آنها کمک کند که در نهایت به بهبود کیفیت آموزشی و ارتقا و توانمندسازی دانشآموزان در یادگیری علومتجربی منجر شود؛ لذا بهلحاظ کاربردی، چارچوب TPASK بهعنوان یک ابزار راهبردی، میتواند مد نظر طراحان برنامههای درسی در درس علومتجربی قرار گیرد. در این رابطه، افزودن درس آزاد جهت آزادی عمل معلم و دانشآموز بهعنوان تمرینی در بهکارگیری فناوری در تعیین محتوا و فرآیند یاددهی - یادگیری در درس علومتجربی میتواند، مؤثر واقع شود.