تبیین نظری بسترهای شکلگیری رقابتهای ژئوپلیتیکی
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
2 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
3 استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
4 دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2017.61888چکیده
مفهوم رقابت در جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، یکی از بنیادهای اساسی این دانش است که پویایی و تحرک ژئوپلیتیک با توجه به این مفهوم خواستهای متفاوت و متعارضی را نمایش میدهد. بهنظر میرسد خواستهها و نیازهای انسان سیریناپذیر است؛ بنابراین، برای تأمین قدرت و منزلت ژئوپلیتیکی به اقدامات رقابتی دست میزند؛ همچنانکه فلسفة قانون رقابت، استیلا، برتری و دستیابی به فرصتهاست. رقابت که مقیاسهای متفاوتی از محلی، ملی، منطقهای و جهانی بهخود میگیرد، سبب دسترسی حکومتها و گروهها به منابع فضایی (اعم از مادی و معنوی) میشود. از سوی دیگر، منافع مشترک مادی و معنوی در رقابت ژئوپلیتیک جای خود را به منافع تقابلی میدهد. همانطور که از منافع مشترک، همکاری، پیمان و ژئوپلیتیک صلح حاصل میشود، اما از منافع تقابلی، رقابت، منازعه و جنگ شکل میگیرد. این پژوهش با رویکرد تفسیری- تحلیلی بهدنبال تبیین بنیادهای نظری مفهوم پایهای رقابت در جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک است. بنیاد پژوهش کنونی بر این پایه قرار گرفته است که عوامل مفهومی (بسترهای) مؤثر در شکلگیری رقابتهای ژئوپلیتیک کداماند؟ فرضیهای که به ذهن متبادر میشود این است که هرچند رقابت بین دولتها در امتداد ابعاد زمان و موقعیت جغرافیایی شکلهای متفاوتی بهخود میگیرد، اما مسائلی از قبیل مسائل سرزمینی، تغییر ساختار ژئوپلیتیکی، آمادگیهای نظامی، پیمانها و راهبرد کلان میتواند بسترساز رقابت، و پایداری رقابتهای ژئوپلیتیکی شود.