رابطه گرایش به قاچاق کالا و نقش تجانس فرهنگی در تقویت فرهنگ سودآوری و تضعیف فرهنگ کار
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی، د واحد تهران غرب ،انشگاه آزاد اسلامی،تهران ، ایران
2 گروه جامعهشناسی، واحد تهران مرکزی ،دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران ،ایران
3 گروه جامعه شناسی، واحدتهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
doi
چکیده
اگرچه عواملی اصلی ایجاد پدیده قاچاق را باید در بخش تجاری و بازرگانی جستجو کرد؛ ولی همین عوامل ریشههای عمیق فرهنگی دارد که شناسایی این عوامل میتواند به ریشهیابی قاچاق و حل بنیانی این پدیده کمک شایانی کند. پژوهش حاضر در رابطه با گرایش به قاچاق کالا و فرهنگ سودآوری و تضعیف فرهنگ کار با تجانس فرهنگی (شهرهای مرزی استان کرمانشاه) به شکل مدل معادلات ساختاری انجام شده است. طرح پژوهش حاضر با توجه به ماهیت موضوع و اهداف موردنظر، از نوع تحقیقات پیمایشی (توصیفی) از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش نیز کلیه ساکنین شهرستانهای مرزی کرمانشاه میباشد که از سال 1397 تا سال 1398 در شهرهای مرزی درگیر با گرایش به قاچاق بودهاند. از طریق از فرمول کوکران برای تعیین حجم نمونه برای جامعهای مورد مطالعه تعداد نمونه قابل قبول برابر با 385 نفر شدند. این تعداد نمونه به شیوه نمونهگیری اتفاقی انتخاب شدند. جهت بررسی هدف اصلی پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از دو نرمافزار آماری SPSS و نرمافزار مدلسازی لیزرل استفاده شده است. طبق شاخصهای برازش به دست آمده، مشخص شد که مدل تدوین شده از برازش مناسبی برخورداراست. تجانس فرهنگی برافزایش گرایش به قاچاق کالا تأثیر معنیداری دارد. بدین معنا که تجانس فرهنگی توانسته است بین فرهنگ سودآوری و تضعیف فرهنگ کار نقش میانجیگری خود را بهطور معنیداری ایفا کند. بیشترین ضریب تأثیر مسیر مربوط به فرهنگ سودآوری (ضریب مسیر=68/0) و تجانس فرهنگی بین دو مرز (ضریب مسیر=71/0) میباشد. میزان شاخص RMSEA در حد استاندارداست .