اثر ایندول بوتریک اسید، نوع بستر کشت و قطر قلمه بر کمیت ریشه‌زایی قلمه گل‌محمدی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ‏ایران

2 استادیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 استاد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

4 دانش‌آموخته کارشناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22059/ijhs.2019.272669.1596
چکیده

یکی از مهم‌ترین گونه‌های رز، گل محمدی است که بعضی از رقم های آن برای تولید اسانس اهمیت دارند و بعضی دیگر به‌عنوان رزهای باغی کشت می‌شوند. به منظور بررسی اثر هورمون ایندول بوتریک اسید (IBA)، بستر کشت و قطر قلمه بر کیفیت ریشه‌زایی گل محمدی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 30 تیمار و 3 تکرار طراحی و اجرا شد.تیمارها شامل بستر کشت در سه سطح (30% کوکوپیت+ 70% پرلیت، 50% کوکوپیت+ 50% پرلیت، 50% ماسه+ 50% پرلیت)، ایندول بوتریک اسید در پنج سطح (صفر، 1000، 2000، 3000 و 4000 میلی‌گرم بر لیتر) و قطر قلمه در دو سطح ( 13-5 و 20-13 میلی‌متر) بودند. نتایج نشان داد درصد زنده‌مانی قلمه گل محمدی با افزایش غلظت IBAتا 3000 میلی‌گرم بر لیتر به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. بیشترین تعداد برگ در تیمار 2000 و 3000 میلی­گرم در لیتر IBA و قلمه‌های قطورتر مشاهده شد. اثر متقابل غلظت هورمون IBA و قطر قلمه در اکثر پارامترها، به­جز تعداد ریشه، معنی‌دار شد. بیشترین حجم و طول ریشه، تعداد ریشه، تعداد برگ، درصد زنده‌مانی و بلندترین طول ریشه در بستر کشت 30:70 کوکوپیت و پرلیت مشاهده شد. براساس نتایج  می‌توان کاربرد غلظت 2000 میلی­گرم در لیتر هورمون IBA، قلمه‌های قطور (20-13 میلی‌متر) و بستر کشت 30:70 کوکوپیت و پرلیت را برای بیشترین درصد زنده‌مانی و تراکم ریشه توصیه کرد.