تأثیر فضای دانشکدگان معماری و شهرسازی بر میزان یادگیری اجتماعی دانشجویان معماری (نمونههای مورد مطالعه: دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) و دانشگاه هنر اسلامی تبریز)
نویسندگان
1 گروه آموزشی معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 گروه آموزشی معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
doi
10.22061/tej.2025.11522.3158چکیده
پیشینه و اهداف: از جمله عواملی که بر آموزش معماری اثرگذار است، طراحی فضای آموزشی است که بر کیفیت یادگیری دانشجویان تأثیرگذار است. به دلیل عملی بودن این رشته و تأثیر دانشجویان بر یکدیگر، کیفیت فرآیند یادگیری در این رشته بر اثر برقراری تعاملات اجتماعی، ارتقا مییابد. یادگیری جمعی در آموزش طراحی از دو منظر حائز اهمیت است؛ اول اینکه رشته معماری به دلیل دارا بودن ماهیت نظری و عملی و با توجّه به آموزش مهارتهایی همچون تفکر خلاق و انتقادی، کار گروهی و... به دانشجویان شکلگیری تعاملات اجتماعی پویا را میطلبد؛ دوم اینکه فعالیتهای حرفهای در این رشته دارای ماهیت جمعی هستند و نیاز است دانشجویان توانایی برقراری تعاملات اجتماعی مناسب را در دانشگاه بیاموزند. نظریه چیدمان فضایی، به بررسی ارتباط بین کالبد معماری و تعاملات اجتماعی آن فضا میپردازد تا تأثیر فضا بر روابط اجتماعی را ارزیابی کند. هدف از این پژوهش، بررسی میزان تأثیر فضا بر یادگیری دانشجویان از طریق برقراری تعاملات اجتماعی است تا بتوان ساختار بهینهای برای یادگیری اجتماعی دانشجویان معماری معرفی کرد.روشها: در این پژوهش، از دو روش تحلیلی و روش پیمایشی به تأثیر فضا بر تعاملات اجتماعی محیط میپردازد و میزان یادگیری دانشجویان براساس تعاملات موجود را بررسی میکند. در بخش اول مؤلفههای نحو فضا، تعاملات اجتماعی و یادگیری استخراج شده، سپس با کمک نرمافزار تخصصی نحو فضا (Depth Map) به بررسی تأثیر عوامل مختلف چیدمان فضا میپردازد. پس از آن با کمک پرسشنامه به بررسی یادگیری و میزان تعاملات اجتماعی در دو دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) و دانشگاه هنراسلامی تبریز میپردازد. این دو دانشکده از نظر کالبدی و هندسی متفاوت بوده و عملکردهای مختلفی را نیز ایجاب میکنند.یافتهها: با تحلیل فضایی دو دانشکده موارد زیر عنوان میشود: با توجّه به دادههای عددی به دست آمده از این تحلیل، میزان همپیوندی و ارتباط در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز بیشتر از دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) است. ارتباط در دو پلان محوری و میدان دید نشاندهنده آن است که در دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) به دلیل محدودیت فضایی بیشتر عبور و مرور صرفاً در قسمت ورودی و پلکان ساختمان متمرکز شده است که محدودیت میدان دید نیز به این محدوده تعلق دارد؛ حال آنکه در دانشگاه هنراسلامی تبریز به دلیل فضای نسبتاً وسیع آن، عبور و مرور در کل دانشکده توزیع شده و میدان دید نیز صرفاً توسط ساختمانها و موانع بصری موجود محدود شده و در کل دانشکده سطح مطلوبی از میدان دید وجود دارد. براساس مطالب بهدستآمده از پرسشنامهها، میانگین مجموع تعاملات اجتماعی در دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) کمتر از دانشگاه هنراسلامی تبریز است و میزان 83/4 را نسبت به عدد 72/7 است.نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاکی از این است که دو عامل ارتباط و همپیوندی موجب ارتقای نفوذپذیری و دسترسی فضایی شده و بر ارتقای تعاملات اجتماعی کمک میکنند؛ عوامل فیزیکی، فضایی- معماری، زیباشناختی، امنیت، معنایی- ادراکی و عملکردی فعالیتی بر میزان تجربهاندوزی، ریسکپذیری، گفتگو و تعامل بر محیط خارجی اثر گذارند که مجموعه این عوامل موجب ارتقای کیفیت یادگیری اجتماعی دانشجویان میشود. پس حالت بهینه طراحی محیط آموزشی معماری در جهت ارتقای یادگیری اجتماعی، حالتی است که موارد فوق را دارا باشد.