سیاستگذاری فرهنگی جمهوری اسلامی ایران: پیشینه، الگوها، و آسیبها (با تأکید بر مفهوم مرجعیت)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، زنجان، ایران
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، زنجان، ایران
3 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، زنجان، ایران
4 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، زنجان، ایران
doi
چکیده
در این مقاله به بررسی آسیبشناسانۀ نظام سیاستگذاری فرهنگی کشور با تأکید بر مفهوم «مرجعیت» میپردازیم. در حوزۀ سیاستگذاری، ارزشهای حاکم بر ایدهها و تصورات بازیگران عرصۀ سیاستگذاری، محتوای سیاستها را شکل میدهد؛ این مرحله، نقطۀ آغازین تأثیر مرجعیت بر امر سیاستگذاری است. اکنون تفاوتهای موجود در تعریف، حدود، و گستره فرهنگ از نگاه بازیگران سیاستگذاری، کاملاً قابلفهم، و بهتبع آن، مرجعیت در سیاستگذاری فرهنگی نیز متفاوت و گاهی متعارض خواهد بود. از دریچه مرجعیت آنچه در نتیجۀ ارزیابی وضعیت سیاستگذاری فرهنگی کشور بهدست میآید، یک یا چندین گزاره از این گزارهها است: امکان یا امتناع در سیاستگذاری، دلیل سیاستگذاری، رویکرد مختار در اصل مداخله، و سازوکار مداخله دولت در سیاستگذاری فرهنگی. افزونبر این موارد، در مقاله حاضر موضوعات فقر سیاست یا کثرت سیاست، و ضعف محتوایی سیاست یا نقص اجرا بررسی شده است. با وجود اینکه سالها از آغاز سیاستگذاری فرهنگی در ایران میگذرد، و بهرغم شکلگیری گفتمانهای آموزشمحور، مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، و مهندسی فرهنگی در فرایند سیاستگذاری فرهنگی، در مقام عمل، در ایران با پراکندگی تصمیمگیریها و تنوع مرجعیتها روبهرو هستیم که برونداد آنها، در بسیاری از موارد، تعارض و تناقض متقابل میان اقدامات نهادها و مجموعههای فرهنگی درون نظام بوده است. نگاه نقادانهای به پیشینه و الگوهای سیاستگذاری فرهنگی جمهوری اسلامی ایران از چشمانداز مرجعیت، با بهرهگیری از منابع مکتوب و مبتنیبر روش توصیفی و تحلیلی، ضمن شناسایی آسیبهای ناشی از وضعیت موجود، ما را به توصیههای سیاستی حاصل از این پژوهش رهنمون میسازد.