تبیین نابرابری در توسعۀ صنعت گردشگری با نگاهی به ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای برنامهریزی شهری، گروه برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، دانشکدۀ علوم جغرافیایی
2 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه تربیت مدرس، تهران، بزرگراه جلال آل احمد
3 دانشجوی دکترای برنامهریزی شهری، گروه برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، دانشکدۀ علوم جغرافیایی
doi
10.22059/jhgr.2016.56502چکیده
این مقاله نگاهی فلسفی بر مطالعۀ نابرابری در سطح عاملیت و ساختار در توسعۀ صنعت گردشگری و کاستیهای دانش گردشگری دارد. در این راستا، به بررسی دیدگاهها و الگوهای اساسی دانش گردشگری میپردازد و ضرورت تغییر روششناختی در این زمینه را مطرح میکند. هدف این مقاله، مبنیبر مطالعۀ نابرابریها در توسعۀ صنعت گردشگری در ایران در دو دورۀ کلی قبل و بعد از انقلاب اسلامی، رئالیسم انتقادی، رویکردی متمایز در مطالعۀ نابرابری در توسعۀ صنعت گردشگری ارائه میکند. در این مطالعه، روابط بین عاملان که تولیدکنندۀ نابرابری در توسعه هستند در سه سطح طبقهبندی شده است: سازوکار یا سیاستهای گردشگری (سطح واقعی) که دستورالعملهایی را ارائه میکند و عاملان و ذینفعان (سطح بالفعل) که دستورالعملها را به روشهای مختلف برای تولید نتایج مختلف بیان میکند و درحال حاضر، در فضا (سطح تجربی) تجربهشده، تفسیر میکنند. این پژوهش نشان داد که رویکردهای پوزیتیویسم در مطالعۀ نابرابری گردشگری در ایران مشارکت گروههای ذینفع را در سیاست شهری درنظر نمیگیرد و به نیروهای اجتماعی-فضایی گسترده که فراتر از سطح محلی عمل میکنند، توجهی نشان نمیدهد. همچنین نشان داد که فرصت برابر برآمده از سیاستهای توسعۀ گردشگری، پتانسیل مورد نیاز برای ترویج توسعۀ پایدار گردشگری را دارد. برنامهریزی توریسم منطقهای با درنظرگرفتن نواحی، ذینفعان و کنشگران درگیر برای تعادلبخشی، همگرایی سرزمینی و کاستن از نابرابری اقتصادی و اجتماعی-فضایی، امری ضروری است.