آیا خط مشی گذاری عمومی، نیازمند یافتن محور مشترکی بین ابعاد مختلف دانشی مسائل و خط مشی ها است؟
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تهران
2 دکترای خطمشیگذاری عمومی دانشگاه تهران
3 استادیار دانشگاه تهران
4 استادیار دانشگاه تهران
5 استاد موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
doi
چکیده
خط مشی های عمومی راهکارهای حل «مسائل» عمومی کشور هستند، مسائلی که «ابعاد» متعدد دارند؛ اما اغلب بسیاری از ابعاد، ازجمله ابعاد دینی و فرهنگی آنها مورد کمتوجهی واقع میشوند. هدف تحقیق حاضر آن است که مشخص شود آیا برای کلنگری و هماهنگی درونی بین ابعاد مختلف دانشی یک مسئله، به شناخت و تعیین «محور مشترکی» برای یکپارچگی بین آنها نیاز هست یا خیر. محوری که میتواند از جنس موضوعی، عملیاتی، فرایندی و ... باشد. در پژوهش حاضر که هدف آن کاربردی است از روش پیمایش بهعنوان روش کمی برای گردآوری و تحلیل دادهها استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، متشکل از دانشجویان مقطع دکتری خطمشیگذاری یا فارغالتحصیلان و دانشجویان مقطع دکتری دیگر رشتهها است، با این خصوصیت که با نهادهای خطمشیگذاری کشور همکاری داشتهاند. روش نمونهگیری، نمونهبرداری هدفمند با تعداد نمونه 30 نفر و ابزار آن، پرسشنامه با گویههای طیف لیکرت بوده است. دادههای بهدستآمده، با روش آزمون یک نمونهای، آزمون گردید و سپس با آزمون فریدمن رتبهبندی صورت گرفت. نتایج آزمونها بیانگر نیاز جدی به شناخت محور مشترکی بین دانشها برای بهکارگیری در خطمشیگذاری عمومی کشور است که در این خصوص، راهبردهایی برای خطمشیگذاران و پژوهشگران ارائه شده است.