بررسی تاثیر شیب سقف بر استرس و عملکرد شناختی دانشجویان: با رویکرد معماری عصب محور در VR

نویسندگان

1 دانشکده هنرومعماری، دانشگاه شیراز،شیراز، ایران

2 دانشکده هنرومعماری، دانشگاه شیراز،شیراز، ایران

3 دانشکده هنرومعماری، دانشگاه شیراز،شیراز، ایران

4 دانشکده هنرومعماری، دانشگاه شیراز،شیراز، ایران

doi
10.22061/tej.2024.10699.3043
چکیده

پیشینه و اهداف: محیط یادگیری به هر گونه محیطی اطلاق می شود که فرایند یادگیری در آن اتفاق می افتد. در سال‌های اخیر، پژوهش­های متنوعی با رویکردهای متفاوت به تجزیه و تحلیل کیفیت­های محیط فیزیکی یادگیری به منظور بهبود و ارتقا عملکرد یادگیرندگان در محیط های یادگیری پرداخته اند. در همین راستا پیشرفت­های شکل گرفته در رویکرد معماری عصب محور، زمینه‌ای رو به رشد که اصول علوم اعصاب را در طراحی معماری ادغام می کند، منجر به کاربست این رویکرد جدید در بهینه سازی ویژگی­های محیط­های یادگیری و ارتقا عملکرد یادگیرندگان شده است. تحقیقات قبلی در زمینه معماری عصب محور، ویژگی­های فیزیکی مختلفی را در محیط‌های آموزشی، از جمله اندازه کلاس، رنگ­ کلاس، نورو صدا،و آسایش حرارتی در محیطه­ای یادگیری را بررسی کرده‌اند و تأثیرات آن‌ها را بر حافظه، توجه، واکنش‌های عاطفی، عملکرد شناختی و پیشرفت یادگیری آشکار کرده‌اند. با این وجود، بررسی ها نشان داد که در این پژوهش­ها توجه محدودی به بررسی تاثیر شیب سقف کلاس بر سطح استرس و عملکردهای شناختی دانشجویان شده است. در همین راستا، هدف این پژوهش آنست که با ارزیابی‌های شناختی و عملکرد فیزیولوژیکی مخاطبان در مواجهه با کلاس درس به این سوال پاسخ دهد که چگونه جهت‌گیری‌های شیب سقف بر پاسخ‌های فیزیولوژیکی مرتبط با برانگیختگی استرس مخاطبان و همچنین عملکرد شناختی آنها تأثیر می‌گذارد؟ یافته‌های این پژوهش به حوزه معماری عصب محور کمک می‌کند و بینش‌ جدیدی در مورد اینکه چگونه عوامل فیزیکی، به‌ویژه شیب سقف کلاس‌ها، بر سلامت روان و عملکرد شناختی یادگیرندگان تأثیر می‌گذارد، ارائه می‌کند.روش‌ها‌: در این پژوهش از روش شبه آزمایشی برای بررسی تأثیر تغییرات مختلف شیب‌ سقف بر برانگیختگی ناشی از استرس و عملکرد شناختی شرکت‌کنندگان استفاده شده است. در این راستا 18 شرکت کننده، شامل 9 دانشجوی مرد و 9 دانشجوی زن، در محیط واقعیت مجازی(VR) مورد آزمایش قرارگرفتند، که انتخاب آنها به صورت نمونه گیری دو مرحله ای از بین داوطلبین شرکت در آزمایش و بر اساس پنج معیار تعیین شده برای حفظ روایی و پایایی پژوهش شکل گرفت. فرایند آزمایش شامل سه گام جداگانه بود: 1) سطح استرس شرکت‌کنندگان از طریق استفاده از حسگر فیزیولوژیکی Emotibit و آزمون مقیاس‌های آنالوگ دیداری (VAS) مورد ارزیابی قرار گرفت. این فرایند شامل ثبت تنوع ضربان قلب (HRV) و فعالیت الکترودرمال (EDA) آنها بود. 2) با استفاده از آزمون استاندارد N-back حین تجربه مجازی فضای کلاس­ها، به ارزیابی عملکرد شناختی شرکت‌کنندگان پرداخته شد. هدف این دو گام آن بود که بررسی شود چگونه جهت گیری های مختلف سقف بر عملکرد شناختی و سطح برانگیختگی استرس شرکت‌کنندگان تأثیر می‌گذارد.3) رابطه بین جهت گیری های مختلف سقف و پاسخ‌های ‌شناختی و فیزیولوژیکی شرکت‌کنندگان با استفاده از آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این بررسی با هدف تعیین ارتباط بین برانگیختگی ناشی از استرس و عملکرد شناختی در رابطه با جهت‌گیری‌های متنوع شیب سقف انجام شد.یافته‌ها: یافته ها نشان می دهد که جهت شیب سقف، به سمت جلو و عقب کلاس درس، به طور معناداری بر سطح استرس و عملکرد شناختی شرکت کنندگان تأثیر می گذارد. طراحی سقف با شیب به سمت عقب کلاس درس، عملکرد شناختی بهتر و تعداد پاسخ های نادرست پایین تر در آزمون شناختی N-back را در مقایسه با کلاس­های درس با سقف بدون شیب و یا با شیب سقف به سمت جلو نشان می دهد. این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که تغییرات شیب سقف باعث ایجاد تغییراتی در پاسخ‌های فیزیولوژیکی شرکت کنندگان می‌شود.از نتایج دیتالاگر Emotibit و آزمون VAS شرکت‌کنندگان مشخص می­گردد، کلاس با سقف شیبدار به سمت عقب کلاس می‌تواند به طور قابل‌توجهی سطح استرس را در شرکت‌کنندگان مورد بررسی کاهش دهد.نتیجه‌گیری:  این پژوهش بر نقش کلیدی کیفیت طراحی محیط­های فیزیکی یادگیری در کاهش استرس و ارتقای عملکرد شناختی در بین یادگیرندگان تأکید می‌کند. نتایج نشان می‌دهند استفاده از طراحی سقف کلاس­های درس با شیب به سمت عقب کلاس می‌تواند منجر به کاهش سطح استرس و ارتقا عملکرد شناختی دانشجویان شود. این پژوهش هم راستا با مطالعات معماری عصب محور پیشین در زمینه محیط­های یادگیری، تاکید می کند که در طراحی کلاس‌های درس، طراحان آموزشی باید به کیفیت­های فیزیکی محیط­های یادگیری از جمله جهت شیب سقف کلاس­ها توجه مضاعف داشته باشند تا محیط­هایی را ایجاد کنند که فرآیندهای شناختی-احساسی-ادراکی یادگیرندگان را پشتیبانی کرده و به یادگیری، رشد، و در نهایت بهزیستی کلی دانشجویان و یادگیرندگان کمک کنند.