بررسی شایستگی های دانشجومعلمان ایرانی رشته آموزش زبان انگلیسی در دانش فن آوری، تربیتی، موضوعی و تربیتی- موضوعی (مطالعه موردی: دانشگاه فرهنگیان سمنان)
نویسندگان
1 گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2024.10708.3046چکیده
پیشینه و اهداف: در طول دهههای گذشته، ادغام فناوری در آموزش، شیوه های تدریس و یادگیری موضوعات مختلف را متحول کرده است. این روند بر آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی نیز تأثیر گذاشته است و فرصت های جدیدی برای یادگیری تعاملی، ارتباطات جهانی و تبادل فرهنگی از طریق ابزارها و پلتفرم های آنلاین ایجاد کرده است. تقاضای فزاینده برای تجربیات یادگیری جذاب و تعاملی، آموزش به دانشجو معلمان رشته آموزش زبان انگلیسی در راستای ادغام موثر دو مقوله فن آوری و آموزش زبان را ضروری کرده است تا به آن ها امکان دهد از مزایای ابزارها و منابع دیجیتالی بهره مند شوند. این آموزش ها را میتوان با ارزیابی دانش فن آوری، تربیتی، موضوعی و تربیتی-موضوعی آن ها آغاز کرد. مطالعه حاضر به بررسی و تحلیل نظرات دانشجو معلمان رشته زبان انگلیسی در خصوص شایستگی هایشان در دانش فن آوری، تربیتی، موضوعی و تربیتی-موضوعی و عملکرد واقعی آن ها در کلاس درس در استفاده از فن آوری میپردازد که در نهایت به افزایش اثربخشی آنها در حیطه های مختلف آموزشی کمک میکند.روشها: ده دانشجوی سال آخر مقطع کارشناسی رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان سمنان، ایران شامل شش زن و چهار مرد از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در این تحقیق کیفی از روش مطالعه موردی استفاده و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و مشاهدات کلاس درس جمعآوری شد. سوالات باز پاسخ مصاحبه و چکلیست مشاهده بر اساس مرور ادبیات تحقیق مربوط به الگوی تی پک طراحی شدند. بازبینی ابزار تحقیق توسط استادان رشته آموزش زبان انگلیسی، انجام مصاحبهها و مشاهدات آزمایشی، بازبینی شرکت کنندگان و مثلث سازی داده ها به افزایش اعتبار مطالعه کمک کرد. برای تجزیه وتحلیل دادهها، پژوهشگر از روش تحلیل مضمون استفاده کرد.یافتهها: نتایج نشان داد، در حالی که دانشجومعلمان از دانش موضوعی، دانش تربیتی و دانش موضوعی-تربیتی قوی برخوردار هستند، دانش و مهارت آنها در دانش فن آوری، تربیتی، موضوعی و تربیتی-موضوعی محدود است. بهطور خاص، دانشجومعلمان زبان انگلیسی دارای تسلط کافی بر محتوای درسی و شیوههای تدریس مؤثر بودند؛ با این حال، درک آن ها از فن آوری و توانمندیشان در استفاده از آن در امر تدریس ناکافی بود. این شکاف نشان میدهد که با وجود بهره مندی از دانش و مهارت لازم برای تدریس مؤثر، آنها در ادغام ابزارها و منابع فن آورانه در تدریس با مشکل مواجه هستند. مشاهدات کلاسی نیز حاکی از استفاده محدود از فن آوری در امر آموزش به شیوهی دانشآموز-محور بود.نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه به وجود یک شکاف نگرانکننده در آموزش دانشجومعلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران اشاره دارد. این نتایج نشان میدهد که معلمان آینده در عین برخورداری از دانش موضوعی و دانش تربیتی-موضوعی قوی، از دانش فنآوری، تربیتی، موضوعی و تربیتی-موضوعی کافی برخوردار نیستند تا بتوانند در تدریس خود بهطور مؤثر از آن استفاده کنند. این نقص در آمادهسازی دانشجومعلمان به طور بالقوه میتواند بر عملکرد آنها در ارائه آموزشهای جذاب و نوآورانه به دانشآموزان تأثیر منفی بگذارد. پیامدهای این مطالعه فراتر از کلاس درس است و از سیاستگذاران، برنامه ریزان و مولفان کتاب های درسی میخواهد برنامه درسی دانشجومعلمان را بازبینی نموده و بهبود بخشند تا بهتر با نیازهای آموزشی قرن بیست و یکم همسو شود. با پرداختن موثر به نقاط ضعف شناسایی شده در زمینهی دانش فنآوری، تربیتی، موضوعی و تربیتی-موضوعی دانشجومعلمان زبان انگلیسی، ذینفعان میتوانند آن ها را با دانش و مهارتهای لازم برای بهره گیری از ظرفیت های فن آوری در تدریس مجهز ساخته و بدین ترتیب، به طور قابل توجهی نتایج یادگیری دانشآموزان را بهبود بخشیده و یک محیط آموزشی جذابتر ایجاد کنند.