تحلیل رویکردهای آموزش فرهنگ در متون و تمرین‌های منابع آموزشی زبان ژاپنی: مطالعه موردی سطوح مقدماتی و پیش‌متوسطه (A1 وA2) مجموعه «مانابو نیهونگو» (بیایید زبان ژاپنی بیاموزیم)

نویسندگان

1 گروه زبانها و ادبیات آسیای شرقی ، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی ، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jflr.2025.403682.1252
چکیده

هدف: پژوهش حاضر به‌منظور تحلیل محتوای فرهنگی کتاب آموزشی «مانابو نیهونگو» (بیایید زبان ژاپنی بیاموزیم)و تعیین میزان اثربخشی آن در پرورش شایستگی میان‌فرهنگی انجام شده است. روش تحقیق: چهارچوب نظری پژوهش تلفیقی از مدل لایه‌های فرهنگی ادوارد هال، با تأکید بر تفاوت میان فرهنگ آشکار و پنهان، و مدل شایستگی میان‌فرهنگی بایرم، شامل پنج مؤلفه نگرش میان­فرهنگی، دانش، مهارت­های تفسیر و ارتباط، مهارت­های کشف و تعامل، آگاهی فرهنگی انتقادی، است. روش تحقیق بر تحلیل محتوای کیفی دروس کتاب متمرکز بوده و با بررسی محتوای فرهنگی و فعالیت‌های آموزشی، نقاط قوت و ضعف کتاب در پرورش مهارت‌های میان‌فرهنگی آشکار گردید. یافته­ها: یافته‌های پژوهش نشان ‌داد که کتاب در ارائه دانش فرهنگی آشکار، شامل آداب و رسوم، غذاها و موقعیت‌های روزمره، عملکرد موفقی دارد اما، در پرورش سایر مؤلفه‌های شایستگی میان‌فرهنگی شکاف قابل ‌توجهی مشاهده می‌شود. نتیجه­گیری: فقدان تمرین‌های مقایسه‌ای میان فرهنگ‌ها، غیاب فعالیت‌های تعاملی مانند نقش‌آفرینی و شبیه‌سازی موقعیت‌های واقعی، و کم‌توجهی به تقویت نگرش‌های کنجکاوی و گشودگی فرهنگی کاستی‌های اصلی به شمار می‌روند. همچنین، حتی در مواجهه با مفاهیم فرهنگی عمیق، مانند بیان محترمانه و فروتنانه یا ساختارهای مجهول بیان مزاحمت، کتاب عمدتاً به شکل دستورمحور و توصیفی عمل کرده و از کاوش در ارزش‌ها و معناهای پنهان فرهنگی صرف‌نظر می‌کند. به­طور کلی، رویکرد کتاب عمدتاً اطلاعاتی توصیفی است و فاقد چهارچوب هدفمند برای تبدیل اطلاعات فرهنگی به شایستگی میان‌فرهنگی می‌باشد. یافته‌ها نشان ‌داد بازنگری در طراحی فعالیت‌های آموزشی، با تأکید بر تعامل فعال، مقایسه فرهنگی و تقویت تفکر انتقادی، برای ارتقای آموزش فرهنگ و پرورش مهارت‌های میان‌فرهنگی ضروری است.