چالش حاکمیت قانون در عصر پدرسالاری جدید در ایران (1357-1299) و راهبرد اراده عمومی برای حکومت قانونمند
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تخصصی علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز
2 استادیار دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز
doi
چکیده
مقاله حاضر در پی آن است که به چالشهای پیشروی پدرسالاری جدید در نهادینگی حاکمیت قانون بپردازد؛ پدرسالاریهایی که بهواسطه نوسازی آمرانه با تضادهای متعدد در جامعه سنتیِ بهظاهر نوسازیشده مواجه میشوند که مهمترین نمود آن در مشروعیت سیاسی و نهادینگی حاکمیت قانون است. مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی به این مسئله میپردازد که تجدد آمرانه و ساختار پدرسالاری جدید در دوران پهلوی باعث شده دولت- ملت بر اساس قرارداد اجتماعی شکل نگیرد و یک اراده عمومی که نفع آحاد جامعه را در نظر داشته باشد، به وجود نیاید. فاصلهگرفتن خطمشی نظام سیاسی از منافع همگانی باعث شده نیروهای اجتماعی متمایل به منافع طبقاتی، صنفی و فردی شده و ارادههای جزئی جایگزین اراده عمومی شود و حاکمیت قانون در جامعه ایرانی با چالش مواجه گردد. عدم ایجاد قراردادی اجتماعی بر پایه اراده عمومیِ آحاد جامعه، تضاد و تقابل منافع بین حکومت، طبقات اجتماعی و توده مردم را در پی دارد که به دنبال چالش مشروعیت نظامِ پدرسالار جدید، عامه مردم در برابر قوانین تحمیلی و بیبهره از پشتوانه عمومی، مستقیم و غیرمستقیم ایستادگی میکنند. این بنیان نظری امروزه نیز میتواند بهعنوان بینشی راهبردی مورد توجه نظام سیاسی قرار گیرد تا با تداومبخشیدن به اراده عمومی و اولویتبخشی به منافع همگانی در مسیر استقرار دولت قانونمند قدم برداشته و با کمترین چالش در زمینه مشروعیت و قانونگرایی مواجه شود.