تأثیر تنش خشکی و قارچهای میکوریزا بر صفات فیزیولوژیک و درصد اسانس مرزه سهندی (Satureja sahendica Bornm.)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده علوم کشاورزی و صنایع غذایی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 استاد، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 استادیار، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
4 استادیار، دانشکده علوم کشاورزی و صنایع غذایی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.22059/ijhs.2018.267489.1521چکیده
مرزه سهندی یکی از گیاهان دارویی انحصاری ایران است که علاوه بر کاربرد در صنایع دارویی، غذایی، آرایشی و بهداشتی، به دلیل تحمل بالا به تنش خشکی و قابلیت تولید در مناطق دیم از اهمیت زراعی بالایی برخوردار میباشد. به منظور بررسی تغییرات صفات فیزیولوژیک مرزه سهندی، این تحقیق در دو سال در شرایط مزرعه در قالب کرت های خرد شده در سه تکرار اجرا شد. تنش خشکی به عنوان کرت اصلی در چهار سطح (آبیاری کامل و قطع آبیاری در مراحل ساقهدهی، غنچهدهی و 50% گلدهی) و تلقیح با قارچ مایکوریزا به عنوان کرت فرعی در چهار سطح (Glomus intraradices، G. mosseae، G. mosseae + G.intraradices و عدم استفاده از کود زیستی) در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد اثر متقابل سال×تنش×میکوریزا در سطح 1 درصد بر دو آنزیم پراکسیداز و پلیفنلاکسیداز و نیز درصد اسانس معنیدار بود. مقایسه میانگینها نشان داد کاتالاز، سوپراکسیددیسموتاز، پراکسیداز و فنل کل در سال دوم بیشترین بودند. بیشترین مقدار کلروفیل b، کلروفیل کل، مالوندی آلدهید و قند محلول در تنش خشکی در مرحله ساقهدهی بهدست آمد. بیشترین سوپراکسیددیسموتاز و پرولین متعلق به تنش خشکی 50 درصد در زمان گلدهی بود. بیشترین درصد اسانس ) 87/1 درصد( در تیمار مصرف هر دو گونه میکوریزا به دست آمد. بنابراین استفاده از کودهای زیستی می تواند اثرات تنش خشکی را کاهش داد.